گنجور

 
امیرعلیشیر نوایی
 

تا خرقه و سجاده ام افتد در می چند

خواهم طرف میکده رفتن قدمی چند

درکش قدحی چند و فلک را عدم انگار

در خاطرت از دور چو بینی المی چند

در گلشن دوران همه در دور قدح کن

چون نرگس آزاده چویابی درمی چند

پروانه و بلبل به کجایند که گویم

از فرقت آن شمع گلندام غمی چند

همدم به جز از باده مسازید حریفان

از عمر گرانمایه چو باقیست دمی چند

حال دل عشاق جگر خوار چه پرسی؟

در میکده با عشق و جنون متهمی چند

ای پیر مغان فانی مفلس چو برت شد

دیدی کمی ای چند و نمودی کرمی چند