حسنی که دیده دید دل آن سوی مایل است
فریاد دل ز دیده و آه من از دل است
خواهم که آتش افتد از آن چهره در نقاب
گو از چه رو بچشمم ازان روی حایل است
در ظلمت فراق چو نوشم زلال خضر
آب حیات نیست که آن زهر قاتل است
هر چند دلفروز بود آفتاب می
آن هم به زیب گلشن حسن تو داخل است
آب خضر چه جویم و انفاس عیسوی
آن لب به دستم ار فتد این هر دو حاصل است
لعلت ز جان و غنچه ات از دل دهد نشان
گویا که خلقت تو نه از آب و از گل است
فانی به کوی عشق بتان چون در آمدی؟
غافل مباش از آنکه خطرناک منزل است
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر با استفاده از تصاویر زیبا و استعارات عمیق، احساسات عمیق خود را در مورد عشق و فراق بیان میکند. او به زیبایی چهره معشوق اشاره میکند و از دلتنگی و غم ناشی از جدا بودن از او سخن میگوید. در این بین، شاعر به قدرت عشق و تأثیر عمیق آن بر روح و جان انسان میپردازد و به نظارهگری زیباییها میپردازد. همچنین، او به خطراتی که در مسیر عشق وجود دارد، اشاره میکند و میگوید که عشق، مسیری دشوار و پرخطر است.
هوش مصنوعی: حسنی که چشمانم میبیند، دل من به سمت آن گرایش دارد. فریاد دل من از چشمانم بلند است و آه من از درون دل برمیخیزد.
هوش مصنوعی: میخواهم آتش عشق از چهرهات بر افروخته شود، اما به من بگو چرا نمیتوانم به آن چهرهی زیبا نگاه کنم که مانع نگاه من است.
هوش مصنوعی: در تاریکی دوری و جدایی، اگرچه آبی زلال و خوشمزه به نظر برسد، اما در حقیقت زندگیبخش نیست و تنها زهر کشندهای دارد.
هوش مصنوعی: با اینکه آفتاب توانسته دلها را شاد کند و زیبایی خاصی به میدهد، اما زیبایی و جذابیت گلشن تو از همه اینها بیشتر است.
هوش مصنوعی: من به دنبال آب حیات نیستم و از نفس پاک عیسی هم غافل نیستم؛ اگر آن لبها به دستم برسند، خود این دو هم به دست میآید.
هوش مصنوعی: بازیافتن تو از جان و نشانه غنچهات از دل نشان میدهد که آفرینش تو تنها از آب و گل نیست.
هوش مصنوعی: زمانی که به کوی عشق و زیباییها وارد میشوی، باید به یاد داشته باشی که این مسیر خطرناک و پرخطر است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
بر گل مل آر خیز که وقت گل و مل است
گل عاشق مل است که مل قصه گل است
اکنون چرای آهو در دشت سنبل است
بر شاخ ها ز بلبل پیوسته غلغل است
ای سروری که قول تو چون وحی منزل است
کارت چون معجزات رسولان مُرسَل است
عالی دو آیت است علا و بها بهم
در شان دین و دولت تو هر دو منزل است
هر روز بر دوام دهد آفتاب نور
[...]
در پیش من ز بهر طرب کوزهٔ مل است
و این هردو دست کردهٔ آهل در آمل است
گاهی حدیث من ز غزلهای قمری است
گاهی سماع من ز نواهای بلبل است
گاهی ز بوی باده، در این دست عنبر است
[...]
لفظ الهی از ره اطلاق مشکل است
اینجا دگر نه معنی لاهوت حاصل است
مشتاب ساربان که مرا پای در گل است
در گردنم ز حلقه زلفش سلاسل است
تعجیل میکنی تو و پایم نمیرود
بیرون شدن ز منزل اصحاب مشکل است
شیرینی وصال چو بیتلخی فراق
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.