زاهدا در روضه گر می از کف دلدار نیست
روضه ای خوشتر مرا از کلبه خمار نیست
عاشقانرا هیچ جنت نیست چون گلزار وصل
کوثر و طوبی مثال لعل و قد یار نیست
دل پر از خار جفایت گشت همچون خار پشت
نیست جایش زانکه بیرون کرده سر زو خار نیست
بر تنم در هر بن مویش که نیش هجر تست
یک سر مو نیست جایی کاندرو افکار نیست
چشم شوخت کی نظر بر حال زارم افکند
طرفة العینی ز خواب ناز چون بیدار نیست
در محبت از غم جانان بود منت به جان
در دل احباب از جور حبیب آزار نیست
ای که گویی زو دل بسیار بسیارت جفاست
اندک اندک چون نمود از وی به دل بسیار نیست
ساقیا رطل گرانم ده که در هجران یار
گر اجل آید گرانم لیک آن مقدار نیست
فانیا در عاشقی هر غم که آید شاد باش
زان که اهل عشق را از رنج و خواری عار نیست
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر درباره درد و رنج عاشقی و عشق است. شاعر در مورد نبودن شراب از دلدار و بیمعنا بودن روضههای دیگر نسبت به محبت واقعی صحبت میکند. او میگوید که عاشقان هیچ جنتی جز وصال محبوب خود نمیشناسند و درد و خارهای جدایی را تحمل میکنند. دلش پر از غم جدایی است و نیش هجر محبوب را بر جان میکشد. او به بیداری از خواب ناز و به نظر نرسیدن محبت اشاره میکند و میگوید حتی در غم عشق، خوشیها و فراموشیها وجود دارند. در نهایت، شاعر از ساقی درخواست میکند که مشتی از شراب را در این هجران به او بدهد و به این نکته اشاره میکند که عاشقان از رنج نمیترسند و آن را بخشی از عشق میدانند.
هوش مصنوعی: اگر در بهشت هم شرابی از دست معشوق نباشد، برای من هیچ لذتی از آنجا بیشتر از کلبهی مملو از خماری نیست.
هوش مصنوعی: عاشقان هیچ بهشت و جنتی ندارند، زیرا که گلزار وصال و سرسبزی عشق، نمونهای از زیبایی و ارزش ندارد، همانطور که یار و محبوبشان مانند لعل و سنگ قیمتی نیست.
هوش مصنوعی: دل من از جفا و بیرحمیهای تو پر از درد و زخم شده است، مانند خارهایی که در پوست جانم فرو رفتهاند. جایی برای آرامش ندارم، زیرا این زخمها دیگر به راحتی بهبودی نمییابند.
هوش مصنوعی: هر جایی که در موهایش اثر جدایی و دوری از اوست، هیچ جا نیست که اندیشهام در آنجا نباشد.
هوش مصنوعی: چشم زیبا و بازیگوش تو چگونه لحظهای به حال بد من نگریست، در حالی که از خواب شیرینش بیدار نیست؟
هوش مصنوعی: در عشق، غم معشوق سبب خوشنودی و رضایت است. در دل دوستان، آزار و زحمت ناشی از بیوفایی محبوب وجود ندارد.
هوش مصنوعی: تو که میگویی دل من از محبت تو پر است، در حالی که کمکم رفتار تو نشان میدهد که آنچه در دل داری، چندان زیاد نیست.
هوش مصنوعی: ای ساقی، مقداری از شراب سنگین به من بده، زیرا در دوری یار، اگر مرگ به سراغم بیاید، سنگین و غمگین خواهم بود، اما این مقدار غم و اندوه برای من کافی نیست.
هوش مصنوعی: در عشق، هر غمی که به سراغت بیاید، شاد باش، زیرا عاشقان از رنج و مشکلات خجالت نمیکشند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
اندرین گیتی به فضل و رادی او را یار نیست
جز کریمی و عطا بخشیدن او را کار نیست
تیز بازاری همی بینم سخا را نزد او
اینت بازاری که در گیتی چنین بازار نیست
از پی نام بلند و از پی جاه عریض
[...]
جز جفا با اهل دانش مر فلک را کار نیست
زانکه دانا را سوی نادان بسی مقدار نیست
بد به سوی بد گراید نیک با نیک آرمد
این مر آن را جفت نی و آن مر این را یار نیست
مرد دانا بدرشید و چرخ نادان بد کنش
[...]
روز محشر عاشقان را با قیامت کار نیست
کار عاشق جز تماشای و صال یار نیست
از سر کویش اگر سوی بهشتم می برند
پای ننهم که در آنجا وعدهٔ دیدار نیست
روز کوشیدن چو تیغت شیر جان او بار نیست
روز بخشیدن چو کفت ابر گوهر بار نیست
نابریده تیغ تو روز وغا پولاد نیست
نابسوده کف تو روز عطا دینار نیست
در خور گفتار هرکس مر ترا گفتار نیست
[...]
ذوالجلال است آن که در وصف جلالش بار نیست
هرچه خواهد آن کند کاری برو دشوار نیست
ملک او را ابتدا و انتها و عزل نیست
ذات او را آفت و کیفیت و مقدار نیست
آن خداوندی که هست او بینیاز از بندگان
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.