ز بهر تهنیت عید بامداد پگاه
بر من آمد خورشید نیکوان سپاه
چو آفتاب رخ خوب او به اول روز
چو ماه نوشکن جعد او در اول ماه
چو سرو بود قدش گر سلاح پوشد سرو
چو ماه بود رخش گر کلاه دارد ماه
چو ماه بود ولی آسمان او مرکب
چو سرو بود ولی بوستان او خرگاه
بر آسمان چو قبا کرد پیرهن خورشید
که دید ماه مرا بر شکسته طرف کلاه
تو گفتئی ز نخش چاه بودو زلف رسن
یکی ز سیم سپید و یکی ز مشک سیاه
رخ چو ماه وی از بهر فتنه چون دل من
هزار دل برسن بسته و فکنده به چاه
ز بس نظاره چنان بود بام و در که بجهد
به خانه در بر ما باد را نبودی راه
به خنده گفت که چون روزه رفت و عید آمد
بهانه کم کن و امروز جام باده خواه
جواب دادم و گفتم که خسرو انجم
به گاه برننشت و هنوز هست پگاه
چو من جمال خداوند خود جمال الدین
ببینم از همه جانب سخن شود کوتاه
قوام دولت ابوالنصر سید الوزراء
نظام ملک ملک مشعر بن عبدالله
بدایع کرمش با سپهر گردان جفت
صنایع هنرش بر عروش گردون شاه
رفیع رائی کز اهتمام همت او
فزود دولت و دین را جلال و حشمت و جاه
از اوست باقی ترتیب دین پیغمبر
از اوست حاصل توقیر ملک شروانشاه
حریم او علما را ز نایبات کنف
جناب او فضلا را ز حادثات پناه
خرد شگفت فروماند از مراقبتش
چو مرد زاهد از آثار صنعهای اله
زمانه زو طلبد امر و نهی نز گردون
که کس طلب نکند کار زرگر از جولاه
قوی به تربیت و رای او صواب و صلاح
خجل ز مغفرت و فضل او خطا و گناه
به قدر و منزلت اوست فخر دولت و دین
چنانکه منزلت خسروان به افسر و گاه
مخالفان را شادی ستان و انده بخش
موافقان را نزهت فزای و محنت گاه
ز فعل و خاصیت کهربا و مغناطیس
به عون عدل وی ایمن شدند آهن و کاه
زهی به فضل و کفایت مقدم از اقران
زهی به جه و جلالت مسلم از اشباه
توئی که ذات تو بر سر عقل شد واقف
توئی که رای تو از علم غیب شد آگاه
نه راه یافته هرگز به طبع تو مکروه
نه از تو نیز رسیده به طبع کس اکراه
بزرگوار ازین پس نسیم فروردین
به باغ و راغ زند چون ملوک لشگرگاه
جهان پیر جوان گردد از حرارت طبع
چنانکه طبع جوان از نشاط قوت باه
کنون بود که ز گرما گران شود بر تن
سمور و قاقم و سنجاب و دله و روباه
همیشه تا زی پی لحن های موسیقی
به کار باید ساز و نوا و پرده و راه
ز چرخ خط موالیت باد نعمت و ناز
ز دهر قسم معادیت باد آوخ و آه
موافق تو قرین سعادت و نعمت
مخالف تو اسیر بلا و بادافراه
خجسته بادت عید و رسیدن نوروز
مباد زنده کسی کو تو را بود بدخواه
خدای عرش تو را در پناه خود گیرد
ز نکبت فلک و آفت زمانه و آه
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به مناسبت عید نوروز و خوشحالی از تجلیات نور و زیبایی در آن روز نوشته شده است. شاعر نوروز را روزی مبارک میداند که با ظهور خورشید نیکو، در زیباییها و خوشیها تاثیرگذار است. او از زیبایی و جذابیت دیوانهکننده «جمال الدین» سخن میگوید و مقام و منزلتی که برای او در جامعه ایجاد شده است را تحسین میکند.
شاعر همچنین به فضائل و نعمات کسی به نام «ابوالنصر» اشاره میکند که به خوشبختی و رستگاری ملت کمک کرده است. او را فردی با عقل و تدبیر توصیف میکند و به فضل و برکت او اشاره میکند که مخالفان را به اندوه و موافقان را به خوشحالی میکشاند.
در پایان، شاعر برای این شخصیت بزرگ آرزوی عزت و سعادت میکند و امیدوار است که هیچکس بدی برای او نخواهد خواست و خداوند او را از آفات زمانه محفوظ بدارد.
هوش مصنوعی: به خاطر تبریک عید، صبح زود خورشید زیبا و با شکوه بر من تابید و نورش را به من هدیه کرد.
هوش مصنوعی: زمانی که چهره زیبای او همچون خورشید در ابتدای روز میدرخشد، و موی زیبایش مانند ماه نو در آغاز ماه جلوهگر است.
هوش مصنوعی: اگر قد او مانند سرو باشد، حتی اگر زره به تن کند همچنان زیباست. و اگر چهرهاش مانند ماه باشد، حتی اگر کلاهی بر سر داشته باشد، باز هم دلربا است.
هوش مصنوعی: ماه در آسمان زیبایی خاصی دارد و درخت سرو هم در باغ جلوهگری میکند، اما اینها فقط نمادهایی هستند؛ به واقع، آسمان و باغی که در آنها وجود دارند، ویژگیهای برجستهتری دارند.
هوش مصنوعی: پیرهن خورشید مانند قبا بر آسمان قرار گرفت، در حالی که ماه را دیدم که بر طرف نازک کلاه من نشسته است.
هوش مصنوعی: تو گفتی که نخی از چاه و زلفی مانند ریسمانی است، یکی به رنگ نقرهای و دیگری به رنگ سیاه خوشبو.
هوش مصنوعی: چهرهاش مانند ماه است و به خاطر زیباییاش، دلهای زیادی به دام عشق او گرفتار شده و به درد و سختی افتادهاند.
هوش مصنوعی: به خاطر چنان تماشایی، بام و در به هم آمیخته بود که حتی باد نیز نتوانست به خانه ما وارد شود.
هوش مصنوعی: او به شیطنت گفت که حالا که روزه پایان یافته و عید آمده، بهانهها را کنار بگذار و امروز شراب بنوش.
هوش مصنوعی: به او پاسخ دادم و گفتم که پادشاه ستارگان در ظهر نمینشیند و هنوز صبح ادامه دارد.
هوش مصنوعی: وقتی که زیبایی خدای خود، جمالالدین را ببینم، از هر طرف صحبت کردن کوتاه میشود.
هوش مصنوعی: پایه و اساس حکومت ابوالنصر، وزیر بزرگ و نظام بخش حکومت، ملک مشعر بن عبدالله است.
هوش مصنوعی: خلاقیت و نعمتهای خداوند در کنار گردش چرخهای فلک و مهارتهای هنری او در بلندای آسمان قرار دارد.
هوش مصنوعی: رفیع رائی به این معناست که این شخص با تلاش و کوشش خود، هم به ثروت و هم به اعتبار و احترام دین افزوده است. او موفق شده تا عظمت و شکوه و مقام را در این دو زمینه به دست آورد.
هوش مصنوعی: از اوست که دین پیامبر به صورت منظم و پایدار باقی مانده است و این نیز به خاطر اوست که حکومت شروانشاه به وجود آمده و به شکلی ارزشمند در آمده است.
هوش مصنوعی: نگهبانی از حریم او بر عالمان واجب است و فضلا باید از رویدادها و مشکلات به پناه او پناه ببرند.
هوش مصنوعی: خرد متعجب و حیران میشود از دقت و مراقبت او، همانطور که مرد زاهد از زیباییهای آفرینش خداوند شگفتزده میشود.
هوش مصنوعی: دنیا از انسانها خواسته است که عمل کنند و دستور دهند، نه اینکه از آسمان به آنها چیزی بگویند، زیرا هیچکس از جولاه (نساج) انتظار ندارد که کار زرگری (طلا و جواهرسازی) انجام دهد.
هوش مصنوعی: انسان با تربیت و عقل خود عمل درست و نیک انجام میدهد، اما از بخشش و نعمت خداوند برای خطاها و گناهانش شرمنده است.
هوش مصنوعی: ارزش و بزرگی او به قدری است که مانند تاج و تخت برای پادشاهان، فخر و سربلندی دولت و دین به شمار میآید.
هوش مصنوعی: دشمنان را خوشحالی میدهد و به دوستان اندوه میآورد. به دوستان شادی و خوشی میبخشد و مکانهای درد و رنج را برای مخالفان فراهم میکند.
هوش مصنوعی: به دلیل خاصیتهای کهربا و آهنربا، آهن و کاه به مدد عدالت او از خطرات محفوظ شدند.
هوش مصنوعی: به راستی که خوشا به حال کسی که به خاطر دانش و صلاحیتش از همتایان خود پیشی گرفته است. همچنین، خوشا به حال کسی که به خاطر مقام و عظمتش از دیگران متمایز است.
هوش مصنوعی: تو کسی هستی که وجودت به عقل آگاهی یافته و تو آنقدر دانا هستی که از علم غیب نیز باخبر هستی.
هوش مصنوعی: هیچ چیزی که برای تو ناخوشایند باشد، هرگز به ذوق تو راه نیافته و همچنین هیچ کس دیگری هم از تو چیزی ناخوشایند دریافت نکرده است.
هوش مصنوعی: از این پس باد خوش فروردین مانند پادشاهان در باغ و باغچه خواهد وزید.
هوش مصنوعی: جهان با گرمای طبیعت جوان میشود، بهگونهای که طبیعت جوان هم از قدرت و نشاط خودش به تماسی تازه و فعال تبدیل میشود.
هوش مصنوعی: اکنون زمان آن رسیده که گرما بر بدن سمور، قاقم، سنجاب، دله و روباه فشار آورد و آنها را تحت تأثیر قرار دهد.
هوش مصنوعی: برای ایجاد موسیقی زیبا، همواره باید به لحنها و معانی آن توجه کنیم و ابزارهای لازم مانند ساز، نوا، و روشهای مناسب را به کار بگیریم.
هوش مصنوعی: از آسمان زندگی، از توفیق و نعمتهایی که به من میرسد، لبریز از ناز و عشق هستم، اما در عین حال از سختیها و مشکلاتی که در دنیا با آن مواجه میشوم، آه و حسرت میکشم.
هوش مصنوعی: اگر با تو هستم، خوشبختی و نعمت نصیبم است؛ اما اگر با تو نباشم، گرفتار مشکلات و سختیها خواهم شد.
هوش مصنوعی: نوروزت مبارک و خوش باشد، امیدوارم کسی که به تو بدی میکند زنده نباشد.
هوش مصنوعی: خداوندی که بر عرش نشسته، تو را زیر حمایت خود قرار میدهد تا از بدبختیهای آسمان و مشکلات زمان و دردها در امان باشی.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ز بهر تهنیت عید بامداد پگاه
بر من آمد خورشید نیکوان از راه
چو چین کرته بهم بر شکسته جعد کشن
چو حلقه های زره پر گره دو زلف سیاه
نبیدنی به کف و هر دو رخ به رنگ نبید
[...]
مبارکی و سعادت نمود روی بشاه
از آن مبارک و مسعود تحفهای زاله
چه تحفه ایست ؟ یکی فر خجسته فرزندست
موافقان را شادی فزای و انده کاه
بشهریاری و شاهی تمام نسبت او
[...]
ز در درآمد دوش آن نگار من ناگاه
چو پشت من سر زلفین خویش کرده دو تاه
چگونه شاد شود عاشقی ز هجر غمی
که یار زیبا از در درآیدش ناگاه
ز شادمانی گفتم چو روی آن دیدم
[...]
گشادهروی و میان بسته بامدادِ پگاه
فروگذشت به کویم بتی به روی چو ماه
اگر زمهر بود بامداد نور جهان
ز ماه بود مرا نور بامداد پگاه
مهی که بود به قد سرو دلبرانِ سرای
[...]
سری که خلق جهانرا ویست پشت و پناه
امین دین الله است و سعد ملکت شاه
ستوده فخر خراسان محمد یوسف
که چون محمد و یوسف جمال دارد و جاه
اگر محمد و یوسف ندیده اند بهم
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.