آسودگان چو نشئه درد آرزو کنند
آیند و خاک کشتهٔ تیغ تو بو کنند
یک دم اگر ستم نکنی میرم از الم
بیچاره آن کسان که به لطف تو خو کنند
ای دل رسی چه بر در بیتالحرام وصل
کاری مکن که بر رخ ما در فرو کنند
کو صبر با دو چشم نظر باز خویش را
تگزارم از حسد که نگاهی درو کنند
ساقی مزن به زهد فروشان صلای می
زین قوم بدنماست که کاری نکو کنند
از روی زاهدان نرود گرد تیرگی
صد بار اگر به چشمه کوثر وضو کنند
پویندگان خلد برین را خبر کنید
تا همچو محتشم به خرابات رو کنند
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر دربارهی ناپایداری و زحمات زندگی است، به ویژه با توجه به آرزوها و آمال مردم. شاعر میگوید کسانی که از درد و رنج دورند، در پی آرامش هستند. او به تلخی میگوید افرادی که به لطف و محبت دیگران عادت کردهاند، باید مراقب باشند که زود از خوشیها محروم نشوند. شاعر با اشاره به بیتالحرام، از دیگران میخواهد که به خاطر رنج و مشقتهایی که بر او رفته، کاری نکنند که بر چهرهاش زخم ایجاد شود. همچنین، او به زاهدان توصیه میکند که به دنبال معنای حقیقی زندگی باشند و فقط به ظواهر مذهبی دقت نکنند. در نهایت، او از کسانی که به دنبال بهشتی بودن هستند، میخواهد که به خرابات و به زندگی بیپرواتر روی بیاورند.
هوش مصنوعی: آرامشطلبان با حس ناراحتی و آرزوی دیدن تو به دنبال تو میآیند و یاد و خاطرهٔ زخمی که از دست تو خوردهاند را زنده میکنند.
هوش مصنوعی: اگر لحظهای به من بیرحمی کنی، من از شدت درد و رنج میمیرم. وای بر کسانی که به مهربانی تو عادت کردهاند.
هوش مصنوعی: ای دل، تو به در خانهی کعبه رسیدهای، اما کاری نکن که بر چهرهام آسیب بزنند.
هوش مصنوعی: صبر من در حالتی که با چشمان باز به دنیا نگاه میکنم، تمام میشود و نمیتوانم حسد را تحمل کنم، زیرا ممکن است یک نگاه به من باعث آزارم شود.
هوش مصنوعی: ای ساقی، به زاهدان ظاهرساز نگو که باده بیاورند، زیرا این افراد فقط نمایش میدهند و کار نیکی انجام نمیدهند.
هوش مصنوعی: اگر انسان بخواهد از زهد و دینداری دیگران تاثیر بگیرد و رنگ و بوی آنها را بپذیرد، باز هم نمیتواند از صفات زشت و ناپاکیها رهایی یابد، حتی اگر بارها با آب زلال و پاک وضو بگیرد.
هوش مصنوعی: به افرادی که در بهشت و خوشبختی سیر میکنند، اطلاع دهید تا مثل کسی که در حال جشن و مهمانی است، به محلههای ناپسند و دلگیر بروند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
تا زنده ایم بر من و تو گفتگو کنند
از بعد ما حدیث من و تو نکو کنند
چون روزگار کش همه کس ذم همیکند
وانگه چو در گذشت همه یاد او کنند
وقتست ای حریف که می در سبو کنند
دردیکشان بمنزل مقصود رو کنند
ما جوی شیر و قصر زبرجد گذاشتیم
ساقی بگو که میکده را رفت و رو کنند
می ده که وضع میکده بی مصلحت نشد
[...]
زان خم که زاهدان به قدم آب جو کنند
شوریدگان صومعه می در سبو کنند
یابند جمله مهر سلیمان و جام جم
گر خاک راه میکده را رفت و رو کنند
در خشت و سنگ میکده دیدم معاینه
[...]
کاش آن کسان که منعم از آن تند خو کنند
صد دل نموده وام و نیم نگاهی به او کنند
این تشنگی به جام و قدح کم نمی شود
با ساقیان بگو که فکر سبو کنند
این است التماس که ما را پس از وفات
[...]
مردان به آب تیغ شهادت وضو کنند
تا بی غبار سجده بر آن خاک کو کنند
گام نخست پشت به دیوار می دهند
از کعبه خلق اگر به دل خویش رو کنند
چون شیشه عالمی همه گردن کشیده اند
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.