درین ره گر بترک خود بگویی
یقین گردد تو را کو تو، تو اویی
سر مویی ز تو، تا با تو باقی است
درین ره در نگنجی، گرچه مویی
کم خود گیر، تا جمله تو باشی
روان شو سوی دریا، زانکه جویی
چو با دریا گرفتی آشنایی
مجرد شو، ز سر برکش دو تویی
درین دریا گلیمت شسته گردد
اگر یک بار دست از خود بشویی
ز بهر آبرو یک رویه کن کار
که آنجا آبرو ریزد دورویی
چو با توست آنچه میجویی به هرجا
به هرزه گرد عالم چند پویی؟
نخستین گم کنند آنگاه جویند
تو چون چیزی نکردی ؟ گم؟ چه جویی؟
تو را تا در درون صد خار خار است
ازین بستان گلی هرگز نبویی
پس در همچو جادویی که پیوست
میان در بسته بهر رفت و رویی
تو را رنگی ندادند از خم عشق
از آن در آرزوی رنگ و بویی
بهش نه پا درین وادی خون خوار
که ره پر سنگلاخ و تو سبویی
درین میدان همی خور زخم، چون تو
فتاده در خم چوگان چو گویی
نیابی از خم چوگان رهایی
عراقی، تا به ترک خود نگویی
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این متن دربارهی خودشناسی و رهایی از خودِ کاذب است. شاعر میگوید که اگر میخواهی به حقیقت وجود خود دست یابی، باید از «خود»ِ کاذب رها شوی. او به ما یادآوری میکند که هرچه بیشتر به دنبال خود باشیم، دورتر میشویم و در واقع باید از خودمان فاصله بگیریم تا به جوهر اصلی وجودمان برسیم. در این راه، فرد باید به دریا (حقیقت) نزدیک شود و از دوگانگیها عبور کند. در نهایت، شاعر هشدار میدهد که نباید به دنبال چیزهایی باشیم که در واقعیت موجودند و ما را از شناخت خود باز میدارند. برای رسیدن به حقیقت، باید از دنیای دنیاست جدا شویم و به درون خود نفوذ کنیم.
هوش مصنوعی: اگر در این مسیر بر خودت صادق باشی و حقیقت را بگویی، به طور یقین متوجه خواهی شد که آنچه در جستجویش هستی در درون خودت نهفته است.
هوش مصنوعی: تا زمانی که سر مویی از تو باقی است، در این مسیر نمیتوانی جا شوی، هرچند که این فقط یکی موی تو باشد.
هوش مصنوعی: اجازه بده کمکم از خودخواهی و خودمحوری فاصله بگیری، تا بتوانی به آرامی و به راحتی به سمت دریایی بزرگ بروی، زیرا همچون جویی هستی که به دریا میپیوندد.
هوش مصنوعی: وقتی با دریا آشنا شدی، از تعلقات و دوگانگیها فاصله بگیر و خود را آزاد ساز.
هوش مصنوعی: اگر یک بار از خودت بگذری و دست برداری، در این دریا گلی که داری ممکن است پاک شود و به زیبایی درآید.
هوش مصنوعی: برای حفظ آبرو، به یک روش عمل کن، زیرا در آنجا دورویی باعث از بین رفتن آبرو میشود.
هوش مصنوعی: وقتی آنچه را که دنبالش هستی در کنار توست، چرا در هر جا و به صورت بیهوده به دنبال آن میگردی؟
هوش مصنوعی: اگر ابتدا چیزی را گم کردهاند، حالا چطور میتوانند به دنبال آن بگردند؟ تو که هیچ کاری نکردی، چرا به جستجو پرداختهاند؟
هوش مصنوعی: اگر در دل تو پر از ناراحتی و درد باشد، هرگز طعم خوشبختی و زیبایی را نخواهی چشید.
هوش مصنوعی: در این جادو و رمز و رازی که در میان در بسته وجود دارد، همواره راهی برای عبور و دیدن وجود دارد.
هوش مصنوعی: تو را از عشق رنگ و بویی ندادند و به همین خاطر در آرزوی یافتن رنگ و بویی در عاشقیت هستی.
هوش مصنوعی: به او بگو که در این مسیر خطرناک و پر از درد و رنج نرود، زیرا راهی پر از سنگ و obstacles است و او فقط یک ظرف بیاساس و ناپایدار است.
هوش مصنوعی: در این میدان همواره زخمی میخوری، همانطور که وقتی در پیچ و خم بازی چوگان افتادهای، چه میگویی؟
هوش مصنوعی: اگر از رشتهی حوادث و مشکلات رهایی نیابی، تا زمانی که خود را ترک نکنی، قادر نخواهی بود به آرامش برسی.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
من از تو راستی خواهم که جویی
همیشه راستی ورزی و گویی
به هر شام و سحر گریم بکوئی
که جاری سازم از هر دیده جوئی
مو آن بی طالعم در باغ عالم
که گل کارم بجایش خار روئی
یقین دان کو نباشی تو ولیکن
نباشی در میان آنگه تواوئی
حروف کائنات ار بازجویی
همه در تو است و تو در لوح اویی
اگر مبصر و گرمسموع جوئی
وگر محسوس وگر معقول گوئی
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.