گنجور

غزل شمارهٔ ۲۸۵

 
عراقی
عراقی » دیوان اشعار » غزلیات
 

بیا، تا بیدلان را زار بینی

روان خستگان افکار بینی

تن درماندگان رنجور یابی

دل بیچارگان بیمار بینی

به کوی عاشقان خود گذر کن

که مشتاقان خود را زار بینی

میان خاک و خون افتاده حیران

زهر جانب دو صد خونخوار بینی

بسا جان عزیز مستمندان

که بر خاک در خود خوار بینی

یکی اندر دل زار ضعیفان

نظر کن، تا غم و تیمار بینی

نبینی هیچ شادی در دل ما

ولی اندوه و غم بسیار بینی

دلا، با این همه امید دربند

که هم روزی رخ دلدار بینی

چو افتادی، عراقی، رو مگردان

اگر خواهی که روی یار بینی



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.