گنجور

غزل شمارهٔ ۲۸۴

 
عراقی
عراقی » دیوان اشعار » غزلیات
 

نگویی باز: کای غم خوار چونی؟

همیشه با غم و تیمار چونی؟

کجایی؟ با فراقم در چه کاری؟

جدا افتاده از دلدار چونی؟

مرا دانی که بیمارم ز تیمار

نپرسی هیچ: کای بیمار چونی؟

نیاری یاد از من: کای ز غم زار

درین رنج و غم بسیار چونی؟

مرا گر چه ز غم جان بر لب آمد

نخواهی گفت: کای غم خوار چونی؟

تو گر چه بینیم غلتان به خون در

نگویی آخر: ای افگار چونی؟

سحرگه با خیالت دیده می‌گفت:

که هر شب با من بیدار چونی؟

خیالت گفت: کری نیک زارم

ز بهر تو، که هر شب زار چونی؟

سگ کویت عراقی را نگوید

شبی: کای یار من، بی یار چونی؟



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال ۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

فریدون نوشته:

بیت هشتم مصراع اول ” خیالت گفت : کردی نیک زارم ” درست است . لطفا اصلاح شود.

👆☹

سیامک نوشته:

محبت بفرمایید بیت هشتم را اصلاح کنید. نظر آقای فریدون درست است.

👆☹

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.