گنجور

غزل شمارهٔ ۱۴

 
عراقی
عراقی » دیوان اشعار » غزلیات
 

از پرده برون آمد، ساقی، قدحی در دست

هم پردهٔ ما بدرید، هم توبهٔ ما بشکست

بنمود رخ زیبا، گشتیم همه شیدا

چون هیچ نماند از ما آمد بر ما بنشست

زلفش گرهی بگشاد بند از دل ما برخاست

جان دل ز جهان برداشت وندر سر زلفش بست

در دام سر زلفش ماندیم همه حیران

وز جام می لعلش گشتیم همه سرمست

از دست بشد چون دل در طرهٔ او زد چنگ

غرقه زند از حیرت در هرچه بیابد دست

چون سلسلهٔ زلفش بند دل حیران شد

آزاد شد از عالم وز هستی ما وارست

دل در سر زلفش شد، از طره طلب کردم

گفتا که: لب او خوش اینک سرما پیوست

با یار خوشی بنشست دل کز سر جان برخاست

با جان و جهان پیوست دل کز دو جهان بگسست

از غمزهٔ روی او گه مستم و گه هشیار

وز طرهٔ لعل او گه نیستم و گه هست

می‌خواستم از اسرار اظهار کنم حرفی

ز اغیار نترسیدم گفتم سخن سر بست

 


با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن (هزج مثمن اخرب) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

داود آزاد » نور جان » سلسله زلف

برای معرفی آهنگهای دیگری که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۶ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

مازیا شجاعی نوشته:

حتما دوستان دقت دارند که همین مطلع را حافظ از عراقی وام گرفته و زیبا سروده:
از پرده برون آمد ساقی قدحی در دست
مست از می و میخواران از نرگس مستش مست

ضمنا در نسخی به کوشش سعید نفیسی، نعمت احمدی و نسرین خزائی و البته نسخه دیگری که مصحح آن را الان به خاطر ندارم تماما مصراع اول را اینطور دیده ام:
“از پرده برون آمد یارم قدحی در دست” و شاید اشتباه لفظ ساقی بجای یارم در اثر معروفیت شعر حافظ و تاثیر آن در حافظه تایپیست بوجود آمده باشد

👆☹

مهدی نوشته:

عراقی در زمره بهترین شاعران بوده من تازه به سروده های او دسترسی پیدا کردم

👆☹

حافظ نوشته:

در بیت آخر آیا “ز اغیار بترسیدم” صحیح تر نیست؟

👆☹

آموزگار نوشته:

بیت آخر در تمامی تصحیح‌ها به همین صورتی آمده است که در اینجا آورده شده است. به باور این حقیر اگر که ایشان از اغیار “نمی‌ترسید” آنگاه “اسرار” را فاش بیان می‌کرد و دیگر لزومی به “سر بسته” گفتن نمی‌بود. از صاحب نظران تقاضا می‌کنم در صورتی که اشتباه می‌کنم مرا راهنمایی کنند.

👆☹

ما را همه شب نمی برد خواب نوشته:

آموزگار عزیز شما صاحب نظرید
با توجه به اینکه عراقی معاصر با اسفناک ترین و خونبارترین سده ای که بر ایران گذشت , یعنی حمله ی قوم مغول بود
شاید غیر مستقیم لغت اغیار رو توجیه کنه , این بیت ممکن هست حالت دیگه ای هم داشته باشه :
اغیار نمی خواستند من سر فاش کنم , من نترسیدم گفتم ولی سربسته گفتم
یک چیزی تو مایه های رمز عملیات , که دشمن احتمالا متوجه نمی شه و خودی ها فقط متوجه هستن

👆☹

شمشاد نوشته:

می‌خواستم از اسرار اظهار کنم حرفی

ز اغیار” بترسیدم” گفتم سخن سر بست

👆☹

در فهرست‌گذاری نسخه‌های خطی اشعار گنجور مشارکت کنید