دیدم الفی چند سخنگو که لب عقل
از منطقشان جام اشارات گسارد
ترکیب خطی گشته وزان خط شده حیران
ادراک که اندیشه بدو ملک سپارد
خطی که هنرمند بدو چون نظر افکند
بحریش نهد نام سمائیش شمارد
بحری که بغواصی توفیق و تفکر
زودست خرد در گرانمایه بر آرد
دری که ازو بر چمن روضه ی ادراک
تا حشر بجز اختر رخشنده نبارد
دی واضح این تحفه همی گفت الف را
تا مفلس و عریان نبرد خصم و نیارد
کردیم زنه وجه توانگر بدلائل
تا بیش نگویند الف هیچ ندارد



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به توصیف ویژگیهای خط و زبان سخنوری میپردازد، بهویژه در مورد قدرت و زیبایی آن. او از الفها و حرفها به عنوان نمادهایی برای انتقال معنا و تفکر یاد میکند و نشان میدهد که این ابزارها چگونه میتوانند به ادراک انسان کمک کنند. شاعر همچنین به تفاوت میان خط و هنر اشاره میکند و بر این نکته تأکید دارد که خط میتواند به مانند دری به سوی درک عمیقتر و نجاتبخش باشد. در نهایت، او از مجادلاتی که بر سر ارزش الفها وجود دارد، سخن میگوید و تلاش میکند تا اهمیت و ثروت معنایی آنها را ثابت کند.
هوش مصنوعی: در جایی متوجه شدم که عدهای از افراد با حرفهای خود به خوبی میتوانند احساسات و افکارشان را منتقل کنند، اما خودشان از بیان مستقیم و منطقی دور شدهاند.
هوش مصنوعی: نوشتار به گونهای درهم آمیخته و پیچیده شده که فهم آن برای درک کننده دشوار است؛ بهطوریکه اندیشه به زیبایی آن حیران و شگفتزده میشود و در نهایت خضوع و تسلیم را به آن تقدیم میکند.
هوش مصنوعی: هرگاه هنرمند بر روی کاغذ یا سطحی خطی بکشد، با دقت و زیبایی که در آن وجود دارد، میتواند به اوج هنر و خلاقیت خود دست پیدا کند و نامی برای اثرش برگزیده شود که نشاندهنده عمق و وسعت آن باشد.
هوش مصنوعی: دریایی که با تلاش و اندیشه، انسان را به گنجهای ارزشمندش راهنمایی میکند.
هوش مصنوعی: در متنی که به آن اشاره شده، بیان شده که دری که به سوی باغ علم و شناخت باز میشود، تا روز قیامت جز نور ستارهای درخشان نخواهد داشت. به عبارت دیگر، این در تنها به نور و زیبایی خاصی اشاره دارد که میتواند انسان را به درک و فهم بیشتری برساند و چیزی جز آن در این مسیر وجود ندارد.
هوش مصنوعی: در اینجا، فردی میخواهد این نکته را بیان کند که باید از الفاظ و کلمات با دقت استفاده شود، تا هیچ کس در شرایط دشوار و ناتوانی قرار نگیرد و نتواند در برابر دشمنانش از خود دفاع کند. در واقع، اصل بر این است که هیچ کس نباید در موقعیت ضعیف و آسیبپذیر قرار گیرد.
هوش مصنوعی: ما به خاطر دلایل مختلف، از کسی که ثروتمند است خواستیم هرگز دربارهٔ ما چیزی نگویند.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
آنگاه یکی ساتگنی باده بر آرد
دهقان و زمانی به کف دست بدارد
بر دو رخ او رنگش ماهی بنگارد
عود و بلسان بویش در مغز بکارد
آنرا که خدا از قلم لطف نگارد
شاید که به خود زحمت مشاطه نیارد
مشاطه چه حاجت بود آن را که همی حسن
هر ساعت ماهی ز گریبانش برآرد
انگشت نمای همه دلها شود ار چه
[...]
ای شاه جهان حیهٔ صندوق خزانت
از هرچه نه خاص تو شود بانگ برارد
وانجا که فتد مال تو در معرض قسمت
دنبک زند و حق طمعها بگزارد
یکماه دگر گر ندهی سوزن عدلش
[...]
هر محتشمی پایه عشق تو ندارد
هر پر جگری تاب عتاب تو نیارد
زودا که شود در خم چوگان بلاگوی
آن سر که سرش ناخن سودای تو یارد
در باغ امل عشق تو پاداش اجل شد
[...]
گویند شب جمعه مخور می که غم آرد
این هیچ تعلق به شب جمعه ندارد
آبی اگر از می به رخ کار نیارم
از خاک تنم لشکر غم گرد برآرد
کار دل ما راست شد از زلف کج دوست
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.