ای خلعت خرد را از خلعت تو پاره
ای ساعد سخن را از مدحت تو یاره
در حلق بدسگالت از هیبت تو مانده
آهی هزار ذره جانی هزار پاره
گر خصم تو نبودی آماده سوختن را
آسان برون بجستی آتش ز سنگ خاره
کشتی عمر ما را در قلزم شقاوت
الا مثال مهرت نفکنده بر کناره
ندهم مخالفت را دشنام و کی توانم
آخر برای کاری پردخته شد مناره
بر باره سعادت قدرت سوار بادا
چندان که بر دواند بر بام چرخ باره



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.