گنجور

 
عمادی شهریاری

آرام دل و جان من این خوش پسرانند

کوته نظران حاصل این نکته ندانند

محبوب جملیند ازیرا به جمالند

منظور جلالند چنین خوب از آنند

گاهی به حلاوت چو شکر در دل خلقند

گاهی به ملاحت به نمک شور جهانند

در صورت خوبان اثر لطف الهی

آن ها که ندیدند مگر بی‌بصرانند

گر بر خبر افتاد خراب می عشقی

آن را خبری هست و دگر بی‌خبرانند

عشاق تو ای سرو خرامان همه چون گل

بر بوی تو ای دوست همه جامه‌درانند

زآن روی که از لطف سراسر همه آنی

اندر پیت افتاده همه طالب آنند

ما را ز بر خویش مران کاهل تنعم

شرطی‌ست که سایل ز بر خویش نرانند

دیدم که ز هر گوشه گروهی چو عمادی

در روی تو از دور ز حسرت نگرانند

گفتم که به دام آورم آن آهوی وحشی

هر لحظه رقیبان حسودش برمانند

خلقی ز غمش دل به هلاکت بنهادند

آن نیز برآنم که همه خلق برآنند

 
 
نسکبان اندروید
امیر معزی

این شوخ سواران‌ که دل خلق ستانند

گویی ز که زادند و بخوبی به که مانند

ترکند به اصل اندرو شک نیست ولیکن

از خوبی و زیبایی خورشید زمانند

میران سپاهند و عروسان وثاقند

[...]

خواجوی کرمانی

صوفی اگرش باده ی صافی نچشانند

صاحبنظران صوفی صافیش نخوانند

بنگر که مقیمان سراپرده ی وحدت

در دیر مغان همسبق مغبچگانند

رو گوش کن از زمزمه ی ناله ناقوس

[...]

سلمان ساوجی

آنها که مقیمان خرابات مغانند

ره جز به در خانه خمّار ندانند

من بنده رندان خرابات مغانم

کایشان همه عالم به پشیزی نستانند

سر حلقه ارباب طریقت به‌حقیقت

[...]

ناصر بخارایی

ای نام تو تاج سر هر نامه که خوانند

نام تو بخوانند ونشان تو ندانند

گر تیر نظر را بنشانم به نشانی

با کج نظران راست نیاید که کمانند

وصف تو همان است که گفتند و شنیدیم

[...]

شاه نعمت‌الله ولی

رندان همه مستند و می از جام ندانند

بی نام و نشانند از این نام نشانند

در صومعه گر زاهد رعناست مجاور

رندان به سراپردهٔ میخانه روانند

خوش آینه دارند در آن آینه روشن

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه