این تف عشق که اندر جگر زار من است
باد افزون که دوای دل بیمار من است
کوهکن کوه اگر از غم شیرین می کند
کندن جان به جهان از غم تو کار من است
سرخی روی شفق تیرگی چهره ی شب
ز اشک گلگون من [و] آه سیه سار من است
ناله ام نغمه ی عشق است و دلم مرغ سحر
سرو من قامت تو روی تو گلزار من است
بعد این سرّ غمت را نکنم فاش به دل
دل دیوانه کجا محرم اسرار من است؟
پرده از خون جگر بر در دل باید بست
تا نداند ز پس پرده که غمخوار من است
واجب آن است که با تیغ سکوتش ببریم
که زبان با تو ...ار من است
غم نه، گر خلق جهان دشمن جانم گردند
تا غم عشق تو ای دوست هوادار من است
از وجودم نگذارد اثری الهامی
این تف عشق که اندر جگر زار من است



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به شدت تحت تاثیر عشق خود قرار دارد و این احساس را همچون آتش سوزانی در دل خود وصف میکند. او به درد و رنج ناشی از این عشق عتاب دارد و از غمهای شدید خود میگوید. همچنین، موسیقی نالههای او ناشی از عشقش را به تصویر میکشد و زیبایی محبوبش را به گلزار و سروی تشبیه میکند. شاعر از رازهای دل و غمهای خود پرده برمیدارد و در عین حال، از سکوت و پنهان کردن این احساسات نیز سخن میگوید. در نهایت، عشق را به عنوان تنها حامی و وفادار خود میشناسد که در برابر مشکلات دنیا او را تسکین میدهد.
هوش مصنوعی: این شوق و حسی که در عمق وجودم وجود دارد، همان طور که بخار داغی میافزاید، راهی برای درمان دل غمگین و بیمار من است.
هوش مصنوعی: کسی که کوه میشکند، اگر به خاطر غم تو است، من نیز برای تو جان میکَنم و به این دنیا میآیم.
هوش مصنوعی: سرخی سپیده دم و تیرگی شب نشان از گریه و اندوه من دارد.
هوش مصنوعی: صدای نالهام شعری از عشق است و دلم مانند پرندهای در صبحگاه، در جستجوی توست. اندام تو برای من مانند باغی است پر از گل.
هوش مصنوعی: بعد از این راز غمهای تو را فاش نمیکنم، چون دل دیوانهام کجاست که محرم اسرار من باشد؟
هوش مصنوعی: باید درد و رنج دل را پنهان کرد تا کسی از پشت پرده نگوید که چه کسی برای من دلسوزی میکند.
هوش مصنوعی: باید این را در نظر بگیریم که گاهی در برابر بعضی مسائل یا محاورات، سکوت بهترین واکنش است. بیان کلمات و احساسات میتواند پیچیدگیهای بیشتری ایجاد کند و بهتر است که در بعضی موارد از زبان خود استفاده نکنیم و با سکوت پاسخ دهیم.
هوش مصنوعی: غم نیست، حتی اگر همه مردم جهان دشمن من شوند، عشق تو، دوست عزیزم، همیشه حامی و پشتیبان من خواهد بود.
هوش مصنوعی: عشق به قدری در وجودم نفوذ کرده که هرگز نمیتواند از وجودم محو شود و تأثیر آن در دل زخمزدهام همیشه باقی میماند.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
لعلِ سیرابِ بهخونتشنه، لب یار من است
وز پی دیدنِ او دادنِ جان کار من است
شرم از آن چشمِ سیه بادش و مژگان دراز
هر که دل بردنِ او دید و در انکارِ من است
ساروان رَخت به دروازه مَبَر، کان سرِ کو
[...]
در سراپردهٔ جان خانهٔ دلدار من است
گوشهٔ دیدهٔ من خلوت آن یار من است
تا که از نور جمالش نظرم روشن شد
هر کرا هست نظر عاشق دیدار من است
هر کجا ناله ای از غیب به گوش تو رسد
[...]
محتسب بر حذر از مستی سرشار من است
سنگ بگریزد از آن شیشه که در بار من است
آسمان مشتری جنس هنرها گردید
که دکان سوختنم گرمی بازار من است
از دهن غنچه صفت دست اگر بردارم
[...]
سیل درماندهٔ کوتاهی دیوار من است
بی سرانجامی من خانه نگهدار من است
غیر، بیهوده، پی یار وفادار من است
نشود یار کسی اگر یار من است
شب به گوشت چو رسد نالهٔ مرغان اسیر
نالهٔ بیاثر از مرغ گرفتار من است
از غمش مردم و، گر شکوه کنم شرمم باد؛
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.