تو بدی میکنی و میخواهی
کآیدت نیک پیش در همه حال
نیک پاداش بد نخواهد شد
بگذر ایخواجه از خیال محال
|
|
غیرفعال و فعال کردن دوبارهٔ حالت چسبانی نوار ابزار به بالای صفحات |
|
|
راهنمای نوار ابزار |
|
|
پیشخان کاربر |
|
|
اشعار و ابیات نشانشدهٔ کاربر |
|
|
اعلانهای کاربر |
|
|
ادامهٔ مطالعه (تاریخچه) |
|
|
خروج از حساب کاربری گنجور |
|
|
لغزش به پایین صفحه |
|
|
لغزش به بالای صفحه |
|
|
لغزش به بخش اطلاعات شعر |
|
|
فعال یا غیرفعال کردن لغزش خودکار به خط مرتبط با محل فعلی خوانش |
|
|
فعال یا غیرفعال کردن شمارهگذاری خطوط |
|
|
کپی نشانی شعر جاری در گنجور |
|
|
کپی متن شعر جاری در گنجور |
|
|
همرسانی متن شعر جاری در گنجور |
|
|
نشان کردن شعر جاری |
|
|
ویرایش شعر جاری |
|
|
ویرایش خلاصه یا برگردان نثر سادهٔ ابیات شعر جاری |
|
|
شعر یا بخش قبلی |
|
|
شعر یا بخش بعدی |
تو بدی میکنی و میخواهی
کآیدت نیک پیش در همه حال
نیک پاداش بد نخواهد شد
بگذر ایخواجه از خیال محال


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر به فردی که بدی میکند هشدار میدهد که نمیتواند انتظار نیکی از دیگران داشته باشد. او میگوید که پاداش بدی، نیکی نخواهد بود و باید از این فکر باطل پرهیز کند. در حقیقت، رفتار بد نتیجهای مطلوب نخواهد داشت و بهتر است فرد از این خیالات دست بکشد.
هوش مصنوعی: تو در رفتار ناپسند میکنی، اما امیدوار هستی که همیشه برایت خوبی پیش بیاید.
هوش مصنوعی: پاداش خوب هرگز نتیجهی بدی نخواهد داشت، پس ای بزرگوار، از خیالهای غیرممکن عبور کن.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
مرد بیطار و رائض و کحّال
چون دلیلاند بر تباهی حال
از من است و ز آرزوی محال
که همی گردد او ز حال به حال
گفت اگر آگهش کنم از حال
زهرۀ او بدرد اندر حال
و آن دگر گویدیم به نسبتِ حال
که نزاری و توبه اینت محال
آنکه را جای نیست نبود حال
عرض و جوهری بدوست محال
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.