شهره شهر شد از غایت خوبی رویت
ای شده ترک فلک از دل و جان هندویت
هست رخسار تو یک ماه که در غره او
جلوه دادست دو عنبر ز هلال ابرویت
چشم بد دور که بستان ارم را گه حسن
خار اندوه نهادست گل خود رویت
فتنه دور قمر نیست در آفاق کنون
بجز آن غمزه غمازوش جادویت
خوان عشقت چو نهادند وصلادر دادند
میخورد دل جگر خویشتن از پهلویت
چه کند این دل دیوانه که در پی نرود
چون بزنجیر کشان میبردش گیسویت
من چنین شیفته ز آنم که رگی از سودا
هست پیوسته مرا با دل زار از مویت
عابدان روی سوی قبله اسلام کنند
عارفانرا نبود قبله جان جز کویت
بستم احرام طواف سر کوی تو ز شوق
که ببوسم حجرالاسود خال رویت
خواب خرگوش بچشم خرد ابن یمین
میدهد غمزه شیرافکن چون آهویت
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به عشق و زیبایی معشوق اشاره دارد. شاعر به وصف زیبایی معشوق پرداخته و او را به ماهی تشبیه کرده که درخشش خاصی دارد. او از تأثیر عمیق محبت معشوق بر دل و جانش سخن میگوید و احساسات شدیدش را نسبت به او بیان میکند. شاعر همچنین به این نکته اشاره میکند که معشوق هیچگاه از ذهن او دور نمیشود و عشق به او، زندگیاش را تحت تأثیر قرار داده است. در نهایت، شاعر به عشق و شوق عارفان اشاره میکند و میگوید که همه به سوی معشوق حرکت میکنند و او را قبله جان خود میدانند.
هوش مصنوعی: به خاطر زیبایی چهرهات، در شهر معروف شدهای، ای که زیباییات چون هندیان دل را میرباید و در جان آدمی جا میگیرد.
هوش مصنوعی: صورت زیبای تو همانند ماهی است که در روز کامل خود، دو عنبر را در تابش هلال ابروی خود به نمایش گذاشته است.
هوش مصنوعی: چشم بد دور از بستان ارم، جایی که زیباییها با غم و اندوه آمیخته شدهاند و گل طبیعت زیبایی تو را تحت تأثیر قرار داده است.
هوش مصنوعی: فتنه و شدتی که به خاطر زیباییهای دور قمر ایجاد شده، در دنیا وجود ندارد و تنها آن نگاه منحصر به فردش و جاذبهاش است که توجهها را جلب میکند.
هوش مصنوعی: وقتی که سفره محبتت را گستردهاند و به من نزدیک شدهای، دل من از شدت عشق و شوق به درد آمده و نای جعفری را به مانند جگر خود احساس میکنم.
هوش مصنوعی: دل دیوانهام چه میتواند بکند وقتی که به دنبال تو نمیرود و گیسوانت او را همچون زنجیری به خود میکشد.
هوش مصنوعی: من به شدت تحت تأثیر و مجذوب این موضوع هستم که هر لحظه پیوندی از عشق و شوق در وجودم احساس میکنم و این احساس، دل غمگینم را به خاطر موی تو میسوزاند.
هوش مصنوعی: عابدان به سمت قبلهی اسلام نماز میخوانند، اما عارفان هیچ قبلهای جز عشق و حضور تو ندارند.
هوش مصنوعی: به خاطر شوق دیدن تو، با عشق و علاقه به دور کوی تو میچرخم، تا بتوانم خال زیبای صورتت را ببوسم.
هوش مصنوعی: چشمان خرد ابن یمین به خواب خرگوش میماند و با ناز و الفت، مانند آهویی دلفریب، نظرها را به خود جلب میکند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
خنک آن باد که باشد گذرش بر کویت
روشن آن دیده که افتد نظرش بر رویت
صید آن مرغ شوم کو گذرد بر بامت
خاک آن باد شوم کو بمن آرد بویت
زلف هندوی تو باید که پریشان نشود
[...]
ای جهان را چو مه عید، مبارک رویت
عید صاحب نظران، طاق خم ابرویت
گیسوی تو، شب قدرست و درو، منزل روح
خود که داند به جهان، قدر شب گیسویت
گوشه ماه ز برقع بنما، تا چو هلال
[...]
ای حریم حرم کعبه ی دلها رویت
هستم آشفته به روی گل تو چون مویت
گر کند سجده ی تو مردم چشمم چه عجب
سالها تا شده محراب دلم ابرویت
به جفا می نگری بر من دلداده چرا
[...]
اگر از آمدنم رنجه نگردد خویت
هر دم از دیده قدم سازم و آیم سویت
گر بدانم که توان بر سر کویت بودن
تا توانم نروم جای دگر از کویت
سر من خاک رهت باد! که شاید روزی
[...]
مکن آن نوع که آزرده شوم از خویت
دست بر دل نهم و پا بکشم از کویت
گوشهای گیرم و من بعد نیایم سویت
نکنم بار دگر یاد قد دلجویت
دیده پوشم ز تماشای رخ نیکویت
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.