گنجور

 
ابن یمین

سحرگه چون برانگیزد ز خواب آهنگ میدانت

بفال سعد بنماید قمر روی از گریبانت

دهان غنچه از شادی بماند باز اگر گویم

که با وی نسبتی دارد لب چون غنچه خندانت

بهر مجلس که بنشینی هزاران فتنه برخیزد

ز بس کاندر جهان شورست از آنشیرین نمکدانت

خیال زلف تو دیدم شبی در خواب و دل میگفت

ندانم تا چها بینم از این خواب پریشانت

اگر بختم دهد یاری که یابم از لبت کامی

بمانم چون خضر زنده ز ذوق آبحیوانت

بخاک پایت ای دلبر که سربازم چو پروانه

گرم در خواب بنمائی رخ چون شعله رخشانت

دل ابن یمین در بر کبوتر وش طپد از غم

که عکس شهپر طوطی فتد در شکر ستانت

 
 
 
گنجور را از دست هوش مصنوعی نجات دهید!
اهلی شیرازی

ترا صد خوبی و بر هر یکی صد دیده حیرانت

مرا یک جان و می‌خواهم شوم صد بار قربانت

قیامت در صباح حشر باشد وه چه حال است این

که در هر صبح برخیزد قیامت از گریبانت

به خونخواهی عنانت را که گیرد آفتاب من

[...]

کلیم

دل یوسف نژادان یوسف چاه زنخدانت

گریبان چاک می روید گل از شوق گریبانت

سپاه غمزه ات را در هزیمت فتح می باشد

شکست افتاد در دلها چو برگردید مژگانت

حریف دادخواهان نیستی بیداد کمتر کن

[...]

اسیر شهرستانی

هوا را سرافرازی می دهد نخل خرامانت

تذروستان شود روی زمین از موج جولانت

ز حیرت سرگرانی کم نگه اما چه می دانی

که نرگسدان کند باغ نگه را چشم خندانت

بیدل دهلوی

جهان در سرمه خوابید از خیال چشم فتانت

چه سنگین بود یارب سایه‌ی دیوار مژگانت

تحیر بر سراپای تو واکرده‌ست آغوشی

که چون طاووس نتوان دید بیرون گلستانت

کدورت تا نچیند جوهر شمشیر استغنا

[...]

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از بیدل دهلوی
مشتاق اصفهانی

ننالم در قفس ای گل ز جور خار هجرانت

از آن نالم که نالد مرغ دیگر در گلستانت

جفا بس رحم کن بر این تن نازک مباد ای گل

برسم دادخواهان خاری آویزد به دامانت

درین وادی ز هر مشت گل آید بوی خون گویا

[...]

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از مشتاق اصفهانی
مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه