جانا چه کردهایم که از ما بریدهای
برگوی تا ز غیر محبت چه دیدهای
این شرط دوستی بود آخر تو خود بگوی
کز ما رمیده به غیر آرمیدهای
دل را چو غنچهای ز تو مستور داشتم
چون باد صبحدم به سر آن رسیدهای
اکنون که دست عشق تو بگرفت جیب جان
دامن چرا ز صحبت جان در کشیدهای
سوزی که هست در دلم از آتش فراق
هرگز ندیدهای و نه از کس شنیدهای
تلخست بیتو عیشم و دانی تو هم یقین
گر هیچ وقت شربت صبری چشیدهای
غایب مرو ز دیده ابنیمین از آنک
تو اشک نیستی که روی نور دیدهای
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر از یمینالدین «ابن یمین» حسرت و دلتنگی شاعر را از جدایی معشوق به تصویر میکشد. شاعر از معشوق میپرسد که چه کردهاند که او از آنها بریده است و خواهان توضیحاتی درباره علت دوریاش میشود. او احساسات عمیق خود را نسبت به معشوق بیان میکند و میگوید که دلش را مانند غنچهای پنهان کرده و اکنون با عشق او به زندگی امیدوار شده است. همچنین، شاعر به عذابی که از جدایی میکشد اشاره میکند و میگوید بدون معشوق زندگیاش تلخ است. در نهایت، او از معشوق میطلبد تا از او دور نماند، زیرا او باید مانند قطره اشکی در حضورش باقی بماند.
هوش مصنوعی: عزیزم، ما چه کار کردهایم که از ما دور شدهای؟ بگو ببینم چه تجربهای از محبت غیر از ما داشتهای؟
هوش مصنوعی: این شرط دوستی بود که تو خودت بگو، آیا در حالی که از ما دور شدهای، با دیگری آرامش پیدا کردهای؟
هوش مصنوعی: دل را مانند غنچهای پنهان از تو نگه داشتهام و اکنون مانند باد صبحگاهی به آن رسیدهای.
هوش مصنوعی: حال که عشق تو دست مرا گرفته، چرا جیب جان را از صحبت با جانت دور کردهای؟
هوش مصنوعی: سوز و دلنگرانیای که در دلم به خاطر جدایی وجود دارد، نه هرگز دیدهای و نه از کسی شنیدهای.
هوش مصنوعی: بدون تو زندگیام شیرینی ندارد و خودت میدانی که اگر هرگز طعم شربت صبر را چشیده باشی، این را خوب احساس میکنی.
هوش مصنوعی: ای غایب! از نظر من دور نشو، زیرا تو مانند اشکی نیستی که روی نور دیدهها بیفتد و از بین برود.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ای شمع زردروی، که با اشک دیدهای
سر خیل عاشقان مصیبت رسیدهای
فرهاد وقت خویشی، میسوز و میگداز
تا خود، چرا ز صحبت شیرین بریدهای
یک شب سپند آتش هجران شوی چه باک
[...]
آنجاکه جای نیست،توآنجارسیده یی
هرچ آن کسی ندید،تو آنرا بدیده یی
کس را ز انبیا نرسد کآرزو کند
کآنجارسدکه توبسعادت رسیده یی
بینایی ازتو دارد هردیده ورکه هست
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.