گنجور

 
ابن یمین

ایصنم گلعذار ای بت سیمین ذقن

ای شه خوبان چین ای مه هر انجمن

غمزه تو جان شکار طره تو دل شکن

فتنه ملکی و دین آفت جانی و تن

حسن تو رشک بهار قد تو سرو چمن

خال خوشت عنبرین زلف تو مشکین رسن

لعل تو گوهر نثار لفظ تو در عدن

زلف تو پر تاب و چین جزع تو پر مکر و فن

موی تو رشک تتار روی تو ماه ختن

در لب تو جان دفین بر تو جهان مفتتن

گل ز رخت شرمسار از تو خجل نسترن

تیره ز تو یاسمین خیره ز تو یاسمن

روی تو چون لاله زار قد تو چون نارون

دل ز فراقت حزین جان ز غمت ممتحن

کوی تو دارالقرار دل ز تو بیت الحزن

عاشقت ابن یمین ای تو و ثن من شمن

 
 
 
گنجور را از دست هوش مصنوعی نجات دهید!
منوچهری

هر که صبوحی کند با دل خرم بود

با دو لب مشکبوی، با دو رخ حور عین

مشاهدهٔ ۱۴ مورد هم آهنگ دیگر از منوچهری
سنایی

پیش پریشان مکن از پی آشوب من

زلف گره بر گره جعد شکن بر شکن

ای ز رخت برده نور فر کلاه سپهر

وی ز لبت برده آب رنگ عقیق یمن

از لب تو شرم داشت مایهٔ مل در قدح

[...]

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از سنایی
عین‌القضات همدانی

برسر کویت بسی کشته و مرده ولی

کشته نیابد قصاص مرده نیابد کفن

محمد بن منور

قالواخراسان اخرجت رشأ

لیس له فی جماله

فقلت لاتنکروامحاسنه

فمطلع الشمس من

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه