ای عارض گلگونت عکسی زده بر گردون
خورشید شده پیدا ز آن عکس رخ گلگون
چون لعل تو سلک در در خنده کند پیدا
با لطف وی از جز عم افتد گهر موزون
بیرون نرود یکدم مهرت ز دل تنگم
صد سال اگر باشم در خاک لحد مدفون
زلفت بسیه کاری مسند ز قمر سازد
هندو نبود چون او هم مقبل و هم میمون
ز آندم که سفیده دم زد بر رخ گلگونت
دل میکشدم دامن مانند شفق در خون
دریاب کنون دلرا کز وی رمقی ماندست
چون زهر بجان آمد تریاق چه سودا کنون
از ابن یمین جانا یکره سخنی بشنو
در گوش کشند آخر خوبان گهر موزون
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر درباره عشق و زیبایی معشوقه است. شاعر به طور استعاری از زیبایی چهره معشوق و تاثیر آن بر دل و جانش صحبت میکند. او از احساسات عمیق خود میگوید و اینکه چقدر وجود معشوق برایش مهم است. زلفهای معشوق را با قمر مقایسه میکند و به تلخی جدایی و غم از دست دادن عشق اشاره میکند. شاعر از درد دل و longing خود مینویسد و در نهایت از زیبایی و خوشیهای معشوقش تمجید میکند.
هوش مصنوعی: ای چهره گلگون تو، تصویری بر آسمان کشیده است که نور خورشید از آن تصویر نمایان شده است.
هوش مصنوعی: وقتی لبخند تو درخشش و جلا مییابد، زیباییات با مهربانیات نمایان میشود و زیباییهای دیگر در برابر آن کمرنگ میشوند.
هوش مصنوعی: عشق و محبت تو همیشه در دل من جا دارد و حتی اگر برای سالهای طولانی در خاک آرام بگیرم، این احساس از بین نخواهد رفت.
هوش مصنوعی: زلف تو به قدری زیبا و جذاب است که حتی قمر هم نمیتواند مانند آن را بیافریند. این زیبایی به قدری منحصر به فرد است که هیچ کسی، حتی هندی، نمیتواند همچون تو هم دلربا و هم خوشقواره باشد.
هوش مصنوعی: از زمانی که صبحگاهان به چهرهی زیبای تو نور روشنی تابید، دلم میخواست دامن تو را بگیرم مانند نوری که در آسمان تازه دمیده و به رنگ خون است.
هوش مصنوعی: اکنون دل را دریاب که از آن رمق و نشاطی نمانده است. وقتی زهر به جان انسان میزند، چه فایدهای از تریاق وجود دارد؟
هوش مصنوعی: از ابن یمین جانا، سخنی زیبا بگویید که در گوش مردم طنینانداز شود، زیرا بهترینها همواره سخنان ارزشمندی را مطرح میکنند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
من گوش کشان گشتم از لیلی و از مجنون
آن می کشدم زان سو وین می کشدم زین سون
یک گوش به دست این یک گوش به دست آن
این می کشدم بالا وان می کشدم هامون
از دست کشاکش من وز چرخ پرآتش من
[...]
ای لعل لبت میگون وی سرو قدت موزون
عذر ای جمالت را من وامق و من مفتون
رفتی تو و جانا رفت جان از تن من بیرون
ای خوب تر از لیلی بیم است که چون مجنون
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.