خوش بهاریست بیا تا طرب از سر گیریم
جای در سایه شمشاد و صنوبر گیریم
چون نسیم سحری هر نفسی از سر لطف
طره سنبل و هم جیب سمنبر گیریم
دست در گردن سیمین صراحی آریم
وز سر ذوق بدندان لب ساغر گیریم
زردی رخ بنم چشم صراحی شوئیم
صبغه الله ز می ساغر احمر گیریم
پیش جام می اگر لاله ز خود لاف زند
خرده بر کودک نو خاسته کمتر گیریم
حالیا در ره رندی قدمی چند زنیم
اینره ار نیک نباشد ره دیگر گیریم
کار دل بیرخ دلبر نتوان یافت ز می
باده بر دست نهیم و پی دلبر گیریم
هرکجا دلبر من هست دل من بر اوست
در پی دلبر ازین پس پی دل برگیریم
عقل را بر شکن ای ابن یمین تا نفسی
یکدو جام از کف آنسرو سمنبر گیریم
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر دعوتی به شادی و لذتبردن از بهار و عشق است. شاعر از عشق، می و مجالس خوشگذرانی صحبت میکند و به زیباییهای طبیعت و لذتهای زندگی اشاره میکند. او از دوستان میخواهد که در سایه درختان بنشینند و خوشی را تجربه کنند. همچنین به اهمیت دلبر و عشق در زندگی اشاره کرده و از عقل و تفکر جدی فاصله میگیرد تا بیشتر در لحظات شادی و خوشی غرق شود. در نهایت، دعوت به نوشیدن و جشنگرفتن برای تجربه بهتر زندگی است.
هوش مصنوعی: بیا خوش باشیم و از شادی روزگار بهرهمند شویم، در سایه درختان شمشاد و صنوبر استراحت کنیم.
هوش مصنوعی: نفس نسیم صبحگاهی به قدری لطیف و دلانگیز است که ما میخواهیم از آن لذت ببریم و خوشبوئی گلها و عطر سمن را استشمام کنیم.
هوش مصنوعی: دستمان را به دور گردن پیاله زیبایی بزنیم و از شادی، لبهٔ لیوان را به دندان بکشیم.
هوش مصنوعی: با چهره زرد خود نگران نباش، زیبایی را از دل طبیعت بگیریم و با رنگ خداوندی، از شراب قرمز بنوشیم.
هوش مصنوعی: اگر گل لاله در برابر جام می از خودش سخن بگوید، ما کمتر به او ایراد میگیریم، مانند اینکه به یک کودک تازه به دنیا آمده کمتر خرده میگیریم.
هوش مصنوعی: هماکنون بیایید در مسیر رندی چند قدم برداریم؛ اگر این راه خوب نباشد، راه دیگری را انتخاب خواهیم کرد.
هوش مصنوعی: کار دل را نمیتوان بدون محبوب انجام داد. ما باید مینا را در دست بگیریم و به دنبال دلبر برویم.
هوش مصنوعی: هر جا که معشوق من باشد، دل من نیز به او خواهد بود. از این پس در جستجوی دلبر خواهیم بود و دل را برمیداریم.
هوش مصنوعی: ای پسر یمین، عقل را دور کن و رهاسازی؛ تا بتوانیم لحظهای از دنیای خوش و لذتهای آن بهرهمند شویم و از زیباییهای عالم لذت ببریم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
شب عید است بیا تا لب ساغر گیریم
غم سی روزه به یک جرعه ز دل بر گیریم
دور ماه فلک امروز بپایان آمد
وقت آنست که دور قدح از سر گیریم
سبحه و خرقه ی سالوس به یک سو فکنیم
[...]
نو بهارست بیا تا طرب از سر گیریم
سال نو بار غم کهنه ز دل بر گیریم
چون ربیع و رمضان هر دو به یک بار آیند
روزه گیریم ولی در مه دیگر گیریم
حیف باشد که می صافی احمر بنهیم،
[...]
مه روزه است بیا ساز ریا برگیریم
گوشه مسجد و سجاد و منبر گیریم
یازده ماه دیگر معتکف دیر شدیم
جای در کعبه در این ماه بکیفر گیریم
جام بگذار و سبو ترک صبوحی برگو
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.