حقا که نیابی از لبم کام
ضایع چه کنی درین غم ایام
چون عود وجود خویشتن را
در مجمر غم چه سوزی ای خام
در طرۀ من مپیچ چون باد
کاشفتهترت کند سرانجام
ترک سر خویش بایدت کرد
گر در ره عشق مینهی گام
همچون تو مرا بسی است عاشق
افتاده به پای خویش در دام
گر ناله کنی ز شام تا صبح
ور گریه کنی ز صبح تا شام
کامی ز وصال من نبینی
زین کام طمع ببر به ناکام
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به بیان احساسات عشق و ناکامی میپردازد. شاعر میگوید که در برابر غم و درد روزگار، هیچ بهرهای از عشق نخواهد برد و به مانند عود در آتش غم میسوزد. او هشدار میدهد که عشق نیاز به پاکسازی و رهایی از خود دارد و اگر کسی در مسیر عشق گام بردارد، باید از خود گذشتگی کند. در نهایت، او به معشوق میگوید که با وجود اشک و نالههای بیپایان، هیچ کامی از وصال او نخواهد برد و باید از این آرزو دوری کنند.
هوش مصنوعی: واقعاً که نمیتوانی از لبانم چیزی بدست آوری، حالا چه کار میکنی در این غم روزگار؟
هوش مصنوعی: وقتی وجود خود را مانند عود در آتش غم میسوزانی، بیخبر از این که چه درد و رنجی را به خود تحمیل میکنی، ای سادهدل.
هوش مصنوعی: موهایم را نپیچان، زیرا این کار در نهایت تو را بیشتر دلسرد و آشفته میکند.
هوش مصنوعی: اگر در راه عشق قدم میگذاری، باید از تمام خودخواهیها و خواستههای خود دست برداری و از سر خود بگذری.
هوش مصنوعی: مانند تو، افرادی بسیاری در عشق به دام افتاده و به پای خود خاضع و خاشع هستند.
هوش مصنوعی: اگر از غم و درد خود بهطور مداوم ناله کنی تا صبح یا اگر از صبح تا شب بگویی و بگریی، اثر آن نمیتواند حال تو را تغییر دهد.
هوش مصنوعی: از پیوند و وصل من هرگز کام نخواهی یافت، پس از این کامها هیچ امیدی نداشته باش، که به ناامیدی میرسی.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ای ساقی خیز و پر کن آن جام
کافتاده دلم ز عشق در دام
تا جام کنم ز دیده خالی
وز خون دو دیده پر کنم جام
ایام چو ما بسی فرو برد
[...]
ای بر ورق تو درس ایام
ز آغاز رسیده تا به انجام
عشق است که هم می است و هم جام
عشق است می حریف آشام
این جام جهاننمای اول
عکسی بود از صفای آن جام
وین غمزهٔ نیم مست ساقی
[...]
ای برده نماز من ز هنگام
هین وقت نماز شد بیارام
ای خورده تو خون صد قلندر
ای بر تو حلال خون بیاشام
عشق تو و آنگهی سلامت
[...]
گل را مبرید پیش من نام
با حسن وجود آن گل اندام
انگشتنمای خلق بودیم
مانند هلال از آن مه تام
بر ما همه عیبها بگفتند
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.