سالکی کوبی خبر از خویش نیست
در طریقت پیش ما درویش نیست
هیچ مستی نیست بی رنج خمار
هیچ نوشی در جهان بی نیش نیست
من که از می خوردنم شه آگه است
پس ز شیخ وشحنه ام تشویش نیست
احولی کم کن صنم را باصمد
درمیان موئی تفاوت بیش نیست
نیست جز دلبر پرستی کار عشق
عاشقان راکفر ودین درکیش نیست
درد اگر آید ز دلبر درد نیست
ریش اگر باشد ز جانان ریش نیست
کی بلنداقبال گردد کس چومن
گر به چنگ گرگ غم چون میش نیست
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به مسأله عشق و سیر و سلوک عرفانی میپردازد. او بیان میکند که در مسیر طریقت، هیچ درویشی وجود ندارد که خود را بشناسد و به مستی و رنج عشق اشاره میکند. همچنین، اشاره میکند که هیچ لذتی بدون درد و عذاب وجود ندارد. شاعر خود را در حیطهٔ عشق میداند و از عدم ترس از ملامت و تشویش سخن میگوید. به نوعی، این شعر، کنایهای به وابستگی عشق و پرستش دلبر دارد و میگوید که دردهای عاشقانه در حقیقت، درد نیستند. در نهایت، شاعر به سرنوشت خود و دیگران اشاره میکند که در غم همچون میش قربانی مناسبت است وبرای عاقبت خوب تلاش میکند.
هوش مصنوعی: سالکی که در حال سیر و سلوک است، از حال و احوال خود خبر ندارد و در این مسیر، درویشی همچون ما وجود ندارد.
هوش مصنوعی: هیچ کسی نمیتواند بدون اینکه از درد بیماری گذر کند مستی را تجربه کند و هیچ لذتی در زندگی وجود ندارد که بدون عواقب و مشکلات باشد.
هوش مصنوعی: من از این که مینوشم، مقام و موقعیتم روشن است، پس از نظر روحانیون و مقامات نگران نیستم.
هوش مصنوعی: در این بیت، شاعر به توصیف وضعیتی میپردازد که در آن زیبایی و وجود معشوق را با یک درخت کنجد مقایسه میکند. به بیان دیگر، در هر دو مورد، زیبایی و کیفیت درونی ممکن است به قدری مشابه باشد که تفاوت چندانی بین آنها به چشم نآید. به نوعی، شاعر به عمق و ارزش واقعی معشوق اشاره میکند و میگوید که حتی در ظرافت و زیبایی نیز به راحتی میتوان تفاوتهای باریک را نادیده گرفت.
هوش مصنوعی: عشق واقعی فقط به معشوق و پرستش او مربوط میشود و فراتر از هر گونه باور یا دین مطرح است. در حقیقت، کار عاشقان تنها ارادت به محبوبشان است و باقی موارد از جمله دین و کفر در این عشق معنایی ندارد.
هوش مصنوعی: اگر درد و رنجی به خاطر محبوب باشد، دیگر درد نامیده نمیشود. اگر زخم و رنجی ناشی از عشق معشوق باشد، دیگر نمیتوان آن را زخمی واقعی تلقی کرد.
هوش مصنوعی: هیچ کس به جایگاه عالی نخواهد رسید، اگر در چنگال غم و اندوه باشد؛ مانند میشی که در برابر گرگ قرار گرفته است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
هرکه او همرنگ یار خویش نیست
عشق او جز رنگ و بویی بیش نیست
عاشقان را جست و جو از خویش نیست
در جهان جوینده جز او بیش نیست
این جهان و آن جهان یک گوهر است
در حقیقت کفر و دین و کیش نیست
ای دمت عیسی دم از دوری مزن
[...]
در فراقت جز غمم کس پیش نیست
وز وجودم جز خیالی بیش نیست
خاطرم ریش است در هجران تو
مشکل آن کم جز نمک بر ریش نیست
پادشاه صورت و معنی تویی
[...]
عاشقان را جنبشی از خویش نیست
از دو سو یک میل باشد بیش نیست
بنده آن باشد که بند خویش نیست
جز رضای خواجه اش در پیش نیست
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.