گنجور

غزل شمارهٔ ۳۳۵

 
بیدل دهلوی
بیدل دهلوی » غزلیات
 

اگر برافکنی از روی ناز طرف نقاب

بلرزد آینه برخود چوچشمهٔ سیماب

به یاد شبنم‌گلزار عارضت عمری‌ست

خیال مشق شنا می‌کند به موج‌گلاب

زبرق حیرت حسنت چوموج درگوهر

درآب آینه محوند ماهیان‌کباب

خیال وصل توپختن دلیل غفلت ماست

کتان چه صرفه برد در قلمرو مهتاب

عروج همت ما خاک شد زشرم نفس

کسی چه خیمه فرازد به این‌گسسته طناب

در این چمن همه‌گر صد بهارپیش آید

ز رنگ رفتهٔ ما می‌توان‌گرفت حساب

چه غفلت است‌که از ما به موج تیغ نرفت

وگرنه قطرهٔ آبی‌ست نشتر رگ خواب

به طبع قطره تپش آرمید وگوهرشد

چه فیضها که ندارد طریقهٔ آداب

فضای بیخودی‌ات خالی از بهاری نیست

برون خرام ز خود، رنگ رفته را دریاب

ز بسکه محوتماشای او شدم بیدل

هزارآینه از حیرتم رسید به آب



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: بیدل نشر نگاه | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.