گنجور

 
بیدل دهلوی
 

برداشتن دل ز جهان کرد گرانی

کز پیری‌ام آخر به خم افتاد جوانی

مهمیز رمی نیست چوتکلیف تعلق

نامت نجهد تا به نگینش ننشانی

ای بیخبر از ننگ سبکروحی عنقا

تا نام تو خفت کش یادی‌ست گرانی

سر پنجهٔ تسخیر جهانت به چه ارزد

دست تو همان ست کشه دامن نفشانی

بر هرکه مدد کرده‌ای از عالم ایثار

نامش به زبان گر ببری بازستانی

سطر نفس و قید تٲمل چه خیال است

هر چند بمیری ‌که تواش سکته نخوانی

هر جات بپرسند ز تمثال حقیقت

باید نسب حرف به آیینه رسانی

آب است تغافل به دم تیغ غرورش

یارب‌که ز خونم نکند قطع روانی

تحقیق تو خورشید و جهان جمله دلایل

پیداست چه مقدار عیانی که نهانی

هرکس به حیال دگر از وصل تو شادست

هنگامهٔ ‌کنج دهن و موی میانی

کیفیت آن دست نگارین اگر این است

طاووس کند گل مگسی را که برانی

ای موج‌ گهر آب شو از ننگ فسردن

رفتند رفیقان و تو در ضبط عنانی

بیدل اثر نشئهٔ نظم تو بلندست

امید که خود را به دماغی برسانی

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

format_list_numbered_rtl حذف شماره‌ها | وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف) | search شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: بیدل نشر نگاه | linkرونوشت نشانی | content_copyرونوشت متن | share

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

music_note معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

photo_camera پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، support راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

rezasafari در ‫۴ سال قبل، سه شنبه ۲۵ مهر ۱۳۹۶، ساعت ۰۲:۵۸ نوشته:

به نظرم!
دست تو همان است که دامن نفشانی ...
صحیح است

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.