گنجور

غزل شمارهٔ ۲۴۹

 
بیدل دهلوی
بیدل دهلوی » غزلیات
 

غنچه‌سان بی‌در است خانهٔ ما

بیضه گل کرده آشیانهٔ ما

همچو شبنم‌درین چمن محو است

به نم چشم آب و دانهٔ ما

بال بربال شهرت عنقاست

رنگ آرام در زمانهٔ ما

نیست جزشعله خاک معبد عشق

جبهه سوز است آستانهٔ ما

خواب راحت نه‌ایم‌، دردسریم

مشنو از هیچ کس فسانهٔ ما

ناتوان طایر پرکاهیم

گردباد است آشیانهٔ ما

ننشیند مگر به خاک درت

اشک بی‌دست و پا روانهٔ ما

می‌کشد انفعال آزادی

سرو از آه عاشقانهٔ ما

شعله‌آهنگ‌خون‌منصوریم

ساز ما سوخت از ترانهٔ ما

حیلهٔ زندگی‌نقاب فناست

کاش روشن شود بهانهٔ ما

دل جمع‌این زمان چه‌امکان است

ریشه‌گل‌کرد و رفت دانهٔ ما

بس بود همچو دیدهٔ بیدل

شوق دیدار شمع خانهٔ ما



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: بیدل نشر نگاه | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.