بیریشه سوخت مزرع آه حزین ما
درد دلی نکاشت قضا در زمین ما
شهرتنوایی هوس نام، سرمهخوست
چینی به مو رسید، ز نقش نگین ما
گشتیم خاک و محو نگردید سرنوشت
خط میکشد غبار هنوز از جبین ما
فرصت کفیل سیر تأمل نمیشود
آتش زدهست صفحهٔ نظم متین ما
جز در غبار شیشهٔ ساعت نیافته
رفتار کاروان شهور و سنین ما
ناموس راز فقر و غنا در حجاب ماند
دامن به چیدنی نشکست آستین ما
جمعیت دل است مدارای کفر هم
چون سبحه کوچه داد به زنّار، دین ما
خورشید در کنار و به شب غوطه خوردهایم
آه از سیاهی نظر دوربین ما
چون شمع، پیش از آنکه شویم آشیان داغ
آتش فتاده بود پی انگبین ما
تا کی شود جنون نفسی فارغ از تلاش؟
آیینه سوخت از نفس واپسین ما
خواهد به شکل قامت خمگشته برگشود
بستهست زندگی کمر ما به کین ما
بیدل! مباش ممتحن وهم زندگی
چین کمند مقصد عمر از کمین ما



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به حسرت و دردهای ناشی از تقدیر و سرنوشت ناگوار خود پرداخته است. او از سوختن مزرعه دل شکایت میکند و میگوید که قضا و تقدیر نه تنها آرامش را از او گرفته، بلکه غبار ناامیدی و حزن بر زندگیاش نشسته است. شاعر به زیباییهای نام و شهرت اشاره میکند که مانند سرمه و نگین در آرزوها باقی ماندهاند، اما در واقعیت، سرنوشتش در تاریکی و فقر محبوس است.
او به ناامیدی و تکرار دردها و مشکلاتی که در زندگیاش وجود دارد، اشاره میکند و میگوید که حتی زمان هم به راحتی نمیگذرد. همچنین احساس میکند که در دنیایی پر از تضاد زندگی میکند؛ از یک سو نور و از سوی دیگر تاریکی را تجربه میکند. شاعر از حسرتهای گذشته و آیندهاش سخن میگوید و به بیثمری تلاشها و آرزوهایش میانجامد.
در نهایت، شاعر warns میدهد که نباید به زندگی به عنوان آزمایشی بیپایان نگاه کرد، و باید از کمنای تقدیر آگاه بود و تلاش کرد تا مسیر زندگی را تغییر دهد.
هوش مصنوعی: مزرعهی ما بدون ریشه در آتش سوخته است و غمهای ما ثمری نداشتهاند، زیرا سرنوشت در زمین ما هیچ دلیلی برای کاشت نداشته است.
هوش مصنوعی: شهرتی همچون نغمهای دلانگیز و جذاب دارم، که مانند سرمهای زیبا بر کمرنگیهای زندگیام مینشاند و نقش خود را بر گوهر وجودم میزند.
هوش مصنوعی: ما به گرد و خاک رفتیم و سرنوشتمان تغییر نکرد. هنوز نشانههای غبار از پیشانی ما باقی مانده است.
هوش مصنوعی: فرصت بهترین ضامن است. وقتی درنگ کنیم، آتش به آثار منظم و محکم ما افتاده است.
هوش مصنوعی: تنها در غبار شیشه ساعت، نشانهای از حرکت کاروان ایام و سالهای زندگیمان پیدا نکردهام.
هوش مصنوعی: راز فقر و ثروت در پردهای پنهان مانده است و دامنهایی که از زیبایی چیده شده، آستین ما را نمیسوزاند.
هوش مصنوعی: جمعیتی که از عشق و محبت تشکیل شده، در برابر کفر و نفاق باید صبر و تحمل داشته باشد. همانطور که یک گردنبند دانههای سبحه به هم متصل هستند و در کوچههای زندگی به آرامش میانجامند، دین ما نیز به همین صورت به هم پیوسته و وصل میشود.
هوش مصنوعی: در اینجا به تصویر کشیده میشود که ما در حالی که خورشید (نماد روشنی و روشنایی) در کنار ماست، به شب و تاریکی فرو رفتهایم و آه میکشیم از دید محدود و محدودیتهایی که دوربین ما (نماد نگرش و برداشت ما) به ما نشان میدهد. به عبارتی دیگر، ما در دنیای روشن و پر از امکانات زندگی میکنیم اما به خاطر محدودیتهای خودمان، فقط سیاهی و تاریکی را میبینیم.
هوش مصنوعی: قبل از آنکه به آشیانه خود برسیم، مانند شمعی که در حال سوختن است، داغی آتش بر ما اثر گذاشته است و نشانهای از غم و درد در وجودمان به وجود آمده.
هوش مصنوعی: تا کی دیوانگی از تلاش آزاد شود، در حالی که آیینه از نفس آخرین ما دچار سوختگی شده است؟
هوش مصنوعی: زندگی ما به خاطر کینهای که داریم، به شکل بستهای درآمده است و انتظار داریم که دوباره به حالت طبیعی و زیبای خود باز گردد.
هوش مصنوعی: در زندگی خود آزمایشگر و دچار تردید نباش؛ زندگی برای ما مانند دَمِ اسبی است که به مقصد عمرمان میکشد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
میخواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
ای روز و شب خیال رخت همنشین ما
جاوید باد عشق جمالت قرین ما
آن دم که بود نقش وجودم عدم هنوز
مهر تو بود مونس جان حزین ما
ما سجده پیش قبله روی تو می کنیم
[...]
ای پرتو جمال تو نورالیقین ما
گیسوی عنبرین تو حبل المتین ما
افسون غمزه تو دلم را ز ره ببرد
چشمت برهزنی شده سحر مبین ما
ز ابرو و غمزه چشم تو چون ترک فتنه جو
[...]
از بس سترد گرد ملال از جبین ما
در زیر خاک ماند چو دام آستین ما
چشم ستاره جوهر آزار ما نداشت
روزی که بود باده لعلی نگین ما
از اضطراب ما دل سنگ آب می شود
[...]
پر تشنه است حرص فضولیکمین ما
یارب عرق به خاک نریزد جبین ما
آه از حلاوت سخن وخلق بیتمیز
آتش به خانهٔ که زند انگبین ما
عمریست با خیالگر و تاز پهلویم
[...]
برد آرزو خرمن ما خوشه چین ما
از دست نارسا ننمود آستین ما
آیینهٔ نمونهٔ تمثال حیرتیم
چون آب موج خیز نباشد جبین ما
از شکر و صبر ذائقهٔ ما گرفته حظ
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
مرتبسازی حاشیهها: محبوبترین | جدیدترین | قدیمیترین
تا به حال ۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.