وه که چه فتنه میکند نرگس نیم مست تو
آه اگرش مدد دهد زلف درازدست تو
راحت روح بیدلان قوت روان عاشقان
تعبیه کرد آسمان در لب نیست هست تو
لعل تو جام بشکند قدر مدام بشکند
رونق شام بشکند زلف پر از شکست تو
غمخور و غمکشم کند سینه پر آتشم کند
زار و مشوم کند شیوه چشم مست تو
طوطی جان عاشقان از قفس وجودشان
خیز کند به هر زمان زآرزوی نشست تو
ناصر خسته دل ز غم در طلب تو ای صنم
جامه صبر دم به دم چاک کند به دست تو



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.