دل من بس پریشان است بیتو
اسیر درد هجران است بیتو
بکن رحمی بیا ای نور چشمم
که چشمم گوهرافشان است بیتو
چو لعل درفشانت درج چشمم
پر از یاقوت و مرجان است بیتو
ز اشک سرخ بر رخسار زردم
روان صد سیل طوفان است بیتو
قرارم اندک است و صبر خود نیست
ولی دردم فراوان است بیتو
به دردی اندرم کس نیست درمان
که را اومید درمان است بیتو
اگر چه ترک جان مشکل توان گفت
دلم را نیک آسان است بیتو
دلی کاو عقل کل را حیران او بود
کنون مجنون و حیران است بیتو
مرا گویند بیسامان چرایی
که را پروای سامان است بیتو
نجویم بیتو یک دم زندگانی
که بر من عمر تاوان است بیتو
دل ناصر که بودی کان معنی
کنون بر نوک پیکان است بیتو



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.