ز دنیا تو ترک گیر که راس العبادت است
آری عبادت است ولیکن عنایت است
آنها که تَرک کرد ز اهل عِنایت اند
آن مَردِ حق شناس که اهل قناعت است
عارف بگرد دُنیا ای جان کجا بگردد
آنکس که ترک کرد از اهل سعادت است
دنیا درین جهان چو مردار منجلاب است
هر کس گرفت باخود زهر این کفایت است
آنکس که میل کرد بهمت تمام خویش
بختش به بین تو یاور ز اهل سعادت است


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر تأکید میکند که ترک دنیا و دوری از آن راهی به عبادت و سعادت است. او به اهمیت قناعت و توجه به حقایق عرفانی اشاره میکند و میگوید کسانی که از اهل عنایت و معرفت هستند، از دنیا دست میشویند. دنیا را به منجلابی تعبیر میکند که میتواند انسان را آلوده کند و کسانی که به تلاش و کوشش در مسیر سعادت میپردازند، بختشان به آنها یاری میرساند. در نهایت، شاعر به این نتیجه میرسد که عارفان باید به جای جستجوی دنیا، در پی کمال معنوی باشند.
هوش مصنوعی: از دنیا دل بکن که این، آغاز عبادت است. درست است که عبادت هم هست، اما در اصل نیاز به توجه و عنایت دارد.
هوش مصنوعی: افرادی که از جمع اهل محبت و مهربانی دور شدهاند، همان مردان با بصیرت و شریف هستند که به زندگی ساده و قناعتگرایانه اعتقاد دارند.
هوش مصنوعی: ای عزیز، عارفان به دنیای مادی سر و کار ندارند؛ زیرا آن کسی که از اهل خوشبختی و سعادت است، دنیا را رها کرده و در جستجوی معنویات و حقایق بالاتر است.
هوش مصنوعی: دنیا در این جهان مانند مرداری در گنداب است و هر کس که در این دنیا چیزهایی را با خود به همراه داشته باشد، کافی است که سمّ آن را تناول کرده باشد.
هوش مصنوعی: کسی که با تمام وجود به هدف و آرزوهایش تمایل دارد، برکت و خوشبختیاش را از تو میبیند و چنین فردی یاری از اهل خوشبختی است.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
بر من چرا وساوس شیطان به قوت است
زیرا که عقل در رهر عشاق علت است
گر بر تو نیست ظاهر و روشن نمی شود
تعیین این مقاسمه از بدو فطرت است
گرچه عنایت از طرف اکتساب نیست
[...]
ای پیر، خاک پای تو نور سعادت است
مقراض توبه تو چو لای شهادت است
هستی تو آن نظام که نون خطاب تو
محراب راست کرده برای عبادت است
دید آنکه طلعت تو و بیداریش نبود
[...]
چشم و چراغ شرع که ذات منورت
از پای تا به سر همه عین سعادت است
قاضی هفت کشور پیروزه رنگ را
از بندگی تو نظر استفادت است
فعل تو سال و مه همه خیرست و مردمی
[...]
ساقی بیا و باده ده اکنون که فرصت است
مطرب بزن ترانه که فرصت غنیمت است
چشمم به روی شاهد و گوشم به بانگ چنگ
ای پندگو برو که نه جای نصیحت است
جان مرا ز مرهم راحت نشان مپرس
[...]
روز فراق اگر ز قیامت علامت است
روزی که یار روی نماید قیامت است
یکدم لقا ز دولت دنیا مرا به است
دیدن جمال دوست عجایب سعادت است
زاهد بهشت جوید و عاشق لقای یار
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.