دیدهام من ز بام آنجا را
آن سیهچال عمرفرسا را
تنگ و تاریک و سهمناک و قعیر
در و دیوارها سیاه چو قیر
کلبهها بیدریچه و روزن
تنگ و تاریک چون دل دشمن
روز و شب هم در آن سیاهمغاک
آب پاشند تا شود نمناک
هست دهلیزی اندرین جا نیز
کلبهها هست در بن دهلیز
چون شود در به روی کس بسته
ریه زان بستگی شود خسته
که هوا نیز اندر آن حبس است
نفس آنجا به حبس چون نفس است
نیست بین مبال و محبس، در
در مبالند حبسیان یکسر
گر ترا حشر ساس و کیک هواست
شو بدانجا که شهرشان آنجاست
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از مکانی تاریک و محنتبار صحبت میکند که به تصویر یک سیاهچال یا زندان میپردازد. او توصیف میکند که این مکان، تنگ و تاریک است و به شدت غمانگیز میباشد. در دیوارهای آن رنگ سیاه غالب است و کلبهها بدون دریچه و روشنی هستند. این مکان آنچنان سرد و خفقانآور است که احساس زندانی بودن را به بیننده منتقل میکند. روز و شب هیچ تفاوتی ندارند و هوا نیز در این فضا به شدت محدود و خفقانآور است. شاعر به طور استعارهای از حشر ساس و کیک هوا صحبت میکند و به خواننده توصیه میکند که اگر دلتنگی و یأس را تجربه میکند، به این مکان برود. این شعر احساس محنت و تنگنا را به خوبی منتقل میکند.
هوش مصنوعی: من از بالای جایی دیدم آن مکانی را که عمر زودگذر و دردناک در آن است.
هوش مصنوعی: فضای اتاق، تنگ و تاریک و وحشتناک است. دیوارها به اندازهی قیر سیاه و تیره به نظر میآیند.
هوش مصنوعی: کلبهها بدون پنجره و روزن هستند، تنگ و تاریک، مانند دل یک دشمن.
هوش مصنوعی: روز و شب در آن چالهٔ تاریک آب میریزند تا نمناک و مرطوب شود.
هوش مصنوعی: در این مکان، یک راهرو وجود دارد و در انتهای آن، خانههایی قرار دارند.
هوش مصنوعی: زمانی که در برابر کسی در بسته شود، در اثر این دلبستگی، انسان خسته و ناتوان میشود.
هوش مصنوعی: هوا نیز در آنجا به نوعی محبوس است، مانند اینکه نفس انسان در بند باشد.
هوش مصنوعی: در حقیقت، بین زندگی راحت و زندان تفاوتی وجود ندارد؛ زیرا زندانیها در دنیای خود بهطور کامل در قید و بند هستند.
هوش مصنوعی: اگر تو درگیر مشکلات کوچک و بیاهمیت هستی، به یاد داشته باش که باید به جایی بروی که آنها در آنجا زندگی میکنند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
چون بیامد بوعده بر سامند
آن کنیزک سبک زبام بلند
برسن سوی او فرود آمد
گفتی از جنبشش درود آمد
جان سامند را بلوس گرفت
[...]
چیست آن کاتشش زدوده چو آب
چو گهر روشن و چو لؤلؤ ناب
نیست سیماب و آب و هست درو
صفوت آب و گونه سیماب
نه سطرلاب و خوبی و زشتی
[...]
ثقة الملک خاص و خازن شاه
خواجه طاهر علیک عین الله
به قدوم عزیز لوهاور
مصر کرد و ز مصر بیش به جاه
نور او نور یوسف چاهی است
[...]
ابتدای سخن به نام خداست
آنکه بیمثل و شبه و بیهمتاست
خالق الخلق و باعث الاموات
عالم الغیب سامع الاصوات
ذات بیچونش را بدایت نیست
[...]
الترصیع مع التجنیس
تجنیس تام
تجنیس تاقص
تجنیس الزاید و المزید
تجنیس المرکب
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.