پس ره نمرهٔ دو پیمودم
زان که خود راه را بلد بودم
ایستادم به پیش آن درگاه
چه دری، لا اله الا الله!
دخمهای تنگ و سوبهسوی و نمور
واندر آن دخمه چند زندهبهگور
هر یکی در کریچهای دلتنگ
بسته بر رویشان دری چون سنگ
داشت دهلیزی و بر آن دهلیز
بود بسته دری ز آهن نیز
به درون رفتم از همان در، من
که بدم رفته بار دیگر، من
گرد برگشتم از یکی رهرو
پیش سمجی که بود مسکن نو
بر در نمرهٔ یک استادم
وان قلاوور را فرستادم
تا بگوید ز خانهام باری
بستر آرند و فرش و ناهاری
پس نگه کردم اندر آن دالان
دیدم آنجا گروهی از یاران
هریک استاده گوشهای خسته
چند تن در به رویشان بسته
میر مخصوص کلهر و خسرو
چندی از دوستان کهنه و نو
شده هر یک به دیگری مأنوس
پنج شش سال هر یکی محبوس
میرکلهر نمود از سختی
ناله، وز روزگار بدبختی
گفت شش سال بودم اندر بند
چار دیگر بر او برافزودند
چون شود مرد لشگری قاضی
شود انسان ز قاضیان راضی
کلبهٔ عهد پیش را دیدم
خوردم آنجا ناهار و خوابیدم
ظاهراً تازه همتی کردند
وان قفس را مرمتی کردند
پاک و بی گرد و آب و جارو بود
مبرزش نیز پاک و بیبو بود
هان و هان تا مگر نپنداری
که اطاقیست خوب و گچکاری
عرض و طولش چو تنگنای عدم
سه قدم طول بود در دو قدم
بهتر از زنده در چنین مرقد
آن که مرده است و خفته زیر لحد
نبود کار مرده جنبیدن
نیست محتاج خوردن و ریدن
هست، تا هست آدمی زنده
گاه جنبنده گاه ریزنده
عادت آدمی است آمیزش
خور و خفتار و جنبش و خیزش
این همه در یکی کریچهٔ تنگ
گفتنش نیز هست مایهٔ ننگ
با بشر هیچ کس نکرده چنین
حیوان نیز نیست درخور این
بود اندر زمانههای قدیم
گاهگاهی چنین عذاب الیم
لیک در دورهٔ تمدن و دین
با بشر کس نکرده است چنین
تازه این جایگاه احرار است
وای از آنجا که جای اشرار است
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به توصیف یک مکان تنگ و نامطبوع میپردازد که در آن افراد، چون زندانی، به زندگی روزمره خود ادامه میدهند. او از دیدار دوستان و یاران قدیمیاش صحبت میکند که هر یک در گوشهای از این مکان خسته و دلتنگ ایستادهاند. شاعر از سختی زندگی آنها و مدت زمان طولانیای که در آنجا حبس بودهاند، ابراز ناراحتی میکند و به مقایسه مشکلات آن زمان با وضعیت کنونی میپردازد. در نهایت، او به ظلمی که بر انسانها در دوران تمدن و دین میشود اشاره میکند و به جاهایی که به احرار نسبت داده میشود، اشاره میکند و از جایی که اشرار در آن حضور دارند، ابراز ناخرسندی میکند.
هوش مصنوعی: بنابراین من راهی را که باید طی میکردم را پیش گرفتم، زیرا خودم در شناختن مسیر تجربه و آگاهی داشتم.
هوش مصنوعی: من در مقابل آن درگاه ایستادم و با تمام وجود میگویم، جز خدا هیچ معبودی نیست!
هوش مصنوعی: در یک اتاقک کوچک و تاریک، چند نفر که زندانی شدهاند و انگار به نوعی زندگی مردهای دارند، در حال زندگی هستند.
هوش مصنوعی: هر کسی در گوشهای از دلش ناامید و غمگین است، و بر روی آنها دربی مانند سنگ بسته شده است.
هوش مصنوعی: در جایی یک راهرو وجود داشت و در انتهای آن، درب آهنی بستهای بود.
هوش مصنوعی: من از همان در وارد شدم، همان در که قبلاً به خاطر بدیهایم از آن خارج شده بودم.
هوش مصنوعی: من از یک مسافر برگشتم به سمت جایی که منزل تازهای در آن جا وجود داشت.
هوش مصنوعی: من پیغام را به استاد «نمره یک» فرستادم تا به او خبر دهم که آن قلاوور (نوعی خوراک) را به او تحویل دادهام.
هوش مصنوعی: این شعر به موضوع انتظار و آرزوی مهمانان در خانه اشاره دارد. شاعر از این میگوید که دوست دارد برای مهمانانش راحتی و آسایش فراهم کند؛ از جمله فرش، بستر و غذای مناسب. به نوعی احساس میکند که باید برای پذیرایی از دیگران آماده باشد.
هوش مصنوعی: به دنبال نگاهی به آن راهرو، متوجه شدم که در آنجا جمعی از دوستان حضور دارند.
هوش مصنوعی: هر کسی در گوشهای مشغول به کار است و چند نفر در حالی که به آنها توجهی نمیشود، در مشکلات و سختیها به سر میبرند.
هوش مصنوعی: نفر خاصی که از منطقه کلهر آمده و همچنین خسرو، با تعدادی از دوستان قدیمی و جدیدش در حال گفتگو و تعامل است.
هوش مصنوعی: هر یک از آنها پنج یا شش سال با دیگری آشنا و صمیمی شده است و در این مدت هر کدام در دنیای خود محبوس و گرفتار هستند.
هوش مصنوعی: میرکلهر از مشکلات و سختیهایی که در زندگی داشته است، ناله و شکایت کرده و از روزگار بد و بداقبالی خود سخن میگوید.
هوش مصنوعی: او گفت که شش سال در بند رنج و مشکلات بوده و حالا بر دشواریهایش افزوده شده است.
هوش مصنوعی: زمانی که یک مرد در میدان جنگ به مقام قضاوت میرسد، انسانها از تصمیمات او راضی خواهند بود.
هوش مصنوعی: در کلبهای که نماد خاطرات گذشتهام است، کمی استراحت کردم و ناهاری خوردم آنجا.
هوش مصنوعی: به نظر میرسد که عزم و ارادهای تازه شکل گرفته و آن گاهی به قفس، به نوعی بازسازی و بهبود دادهاند.
هوش مصنوعی: این شعر به تمیزی و پاکیزگی اشاره دارد. در آن به وضوح بیان شده که هم خود فرد و هم آنچه که به او اختصاص دارد از هر نوع آلودگی و بویی دور هستند. این نشاندهندهی یک حالت خالص و ساده است که در آن هیچگونه ناپاکی وجود ندارد.
هوش مصنوعی: به خودت بیاندیش که مبادا تصور کنی که اینجا فقط یک اتاق زیبا و با گچکاریهای عالی است.
هوش مصنوعی: اندازه و ابعادش مانند کمبود وجود است، سه قدم طول دارد در حالی که فقط دو قدم عرض دارد.
هوش مصنوعی: بهتر است که انسان زنده در چنین شرایطی نباشد، تا اینکه مردهای در آرامگاه بخوابد.
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که وقتی کسی مرده باشد، حرکت و فعالیتی ندارد و به هیچ چیز نیاز ندارد، نه به غذا و نه به چیز دیگر.
هوش مصنوعی: تا زمانی که انسان وجود دارد، زندگی و حرکت و رشد نیز ادامه دارد.
هوش مصنوعی: آدمی به طور طبیعی به ترکیب خوردن و خوابیدن و فعالیت و تحرک عادت دارد.
هوش مصنوعی: این همه در یکی جمع شده، به قدری که حتی بیان آن نیز باعث شرمندگی است.
هوش مصنوعی: هیچکس با انسانها به این گونه رفتار نکرده و حتی حیوانات هم شایستهی چنین برخوردی نیستند.
هوش مصنوعی: در دورانهای گذشته هر از گاهی سختی و عذابهایی رخ میداد.
هوش مصنوعی: اما در عصر تمدن و مذهب، هیچکس با انسان چنین نکرده است.
هوش مصنوعی: این مکان مخصوص افراد نیک و پاک است و چه بدتر از جایی که متعلق به بدکاران و زشتسیرتان باشد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
چون بیامد بوعده بر سامند
آن کنیزک سبک زبام بلند
برسن سوی او فرود آمد
گفتی از جنبشش درود آمد
جان سامند را بلوس گرفت
[...]
چیست آن کاتشش زدوده چو آب
چو گهر روشن و چو لؤلؤ ناب
نیست سیماب و آب و هست درو
صفوت آب و گونه سیماب
نه سطرلاب و خوبی و زشتی
[...]
ثقة الملک خاص و خازن شاه
خواجه طاهر علیک عین الله
به قدوم عزیز لوهاور
مصر کرد و ز مصر بیش به جاه
نور او نور یوسف چاهی است
[...]
ابتدای سخن به نام خداست
آنکه بیمثل و شبه و بیهمتاست
خالق الخلق و باعث الاموات
عالم الغیب سامع الاصوات
ذات بیچونش را بدایت نیست
[...]
الترصیع مع التجنیس
تجنیس تام
تجنیس تاقص
تجنیس الزاید و المزید
تجنیس المرکب
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.