بهر آن شد بنای نمرهٔ یک
که بگیرد مقام زجر و کتک
مجرمی کاو به کرده، خستو نیست
چارهاش غیر زور بازو نیست
سارقی کاو نمی کند اقرار
باید اقرار خواست با اصرار
جای اشکنجه و عذاب و کتک
افکنندش شبی به نمرهٔ یک
چون شبی ماند اندر آن پستو
شود از شدت تعب خستو
دانی اکنون که اندر آنجا کیست
غیر آزاده مردم آنجا نیست
ور بود نیز مجرم و خونی
پس چندی شوند بیرونی
وان که آزاده است و با مسلک
دخمهٔ اوست حبس نمرهٔ یک
نه مه و هفته بلکه سال به سال
جای دارد در آن سیاه مبال
حالشان بدتر است ز اهل قبور
زان که جان می کنند زنده به گور
همه عشاق مرگ و مرگ از ناز
نکند روی خود بدیشان باز
دوزخی را که گفتهاند آنجاست
خاصه زینپس که موسم گرماست
باید آنجا به صبر پردازد
تا خدا خود وسیلتی سازد
یا بیابد از آن به مرگ فرج
یا رهایش کنند کور و فلج
یا ز پای افتد و شود بیمار
مایهٔ دردسر شود ناچار
ببرندش به سوی مارستان
زبردست علیم و همدستان
هرکه نزد علیم گشت مقیم
به کجا میرود؟ خداست علیم
روزی آمد علیم در بر من
گفت خود را به ناخوشی میزن
تا به سوی مریضخانه شوی
همنشین با می و چغانه شوی
زان که آنجاست در ادارهٔ من
نانت آنجاست غرق در روغن
گفتم اهل می و چغانه نیم
بنده باب مریضخانه نیم
تن من سالمست و حال درست
سکه بر یخ زدی گناه از تست
مجرمان نیز اندر آنجایند
بند بر دست و قید بر پایند
مجرمی گر نشد به فعل مقر
میکنندش شکنجههای مضر
دستی از روی کتف پیچانند
دستی از پشت سر بگردانند
ساق آن هر دو را نهند زکین
به یکی دستبند پولادین
استخوانهای ساق و بازو و کِتف
میخورد تاب ازین شکنجهٔ سفت
عضلاتش به پیچ و تاو افتد
استخوانها به چاو چاو افتد
رود از هوش و چون بههوش آید
از سر درد در خروش آید
سوی لا و نعم نمیپوبد
هر چه بایست گفت میگوید
کار پنهان برافتد از پرده
همچنین کارهای ناکرده
کارهای نکرده گفته شود
همچون آن کردهها شنفته شود
ور کسی طاقتش شدید بود
داربستی بر آن مزید شود
دستهای خمیده را به کمند
از یکی حلقهای بیاوبزند
پس کشندش به داربست فراز
طاقت گفتنش ندارم باز
گاه با تازیانه و ترکه
میزنندش که افتد از حرکه
ای بسا بی گنه که فرمان یافت
وین بلا را به مرگ درمان یافت
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این متن، شاعر به توصیف زندان و شکنجههای نمره یک میپردازد. او به ستم بر زندانیان، به ویژه مجرمان و افرادی که به ناحق به زندان افتادهاند، اشاره میکند. نویسنده به زجر و درد ناشی از اعمال زور و شکنجه بر زندانیان میپردازد و نشان میدهد که در این مکان، هیچ نشانی از انسانیت و آزادگی وجود ندارد. او همچنین به وضعیت وخیم زندانیان و مقایسه آنها با مردگان میپردازد و از ظلم و بیعدالتی در سیستم قضایی انتقاد میکند. در نهایت، او به این نتیجه میرسد که برخی مجرمان ممکن است به خاطر عدم قدرت در دفاع از خود، مورد ظلم بیشتری قرار گیرند و زندگیشان به مرگ نزدیکتر شود.
هوش مصنوعی: برای اینکه به مقام و نتیجهی خوبی دست پیدا کند، باید سختیها و تنبیهها را تحمل کند.
هوش مصنوعی: مجرمی که از عمل خود پشیمان نیست، راهی جز قدرت و نیروی بازو برایش وجود ندارد.
هوش مصنوعی: اگر دزدی به خطاهای خود اعتراف نکند، باید با پافشاری و درخواست از او خواسته شود که اقرار کند.
هوش مصنوعی: در شبهایی که مورد آزار و شکنجه قرار میگیرد، گاهی به او نمرهٔ یک میدهند، انگار که این وضعیت عذابآور را عادی میسازند.
هوش مصنوعی: یک شب در آن مخفیگاه میماند و به سبب شدت خستگی، دچار فرسودگی میشود.
هوش مصنوعی: میدانی الان که در آن مکان چه کسی هست؟ جز انسانهای آزاد، کسی دیگر در آنجا نیست.
هوش مصنوعی: اگر کسی مجرم باشد و مرتکب جرمی شود، پس از مدتی او از جامعه کنار گذاشته میشود.
هوش مصنوعی: کسی که آزادمنش است و به روش خود پایبند است، در حقیقت در دام محبوبیت و شهرت گرفتار شده است.
هوش مصنوعی: در اینجا سخن از عمیق بودن و ارزشمند بودن یک چیز مطرح شده است. گفته میشود که این چیز به قدری اهمیت دارد که نه تنها زیباییهای زودگذر، بلکه سالها و زمانهای طولانی را در خود جای میدهد. به نوعی، این نشاندهندهی یک عمق و پایداری است که فراتر از زیباییهای موقتی و سطحی است.
هوش مصنوعی: حالتان از کسانی که در گور هستند، بدتر است؛ زیرا آنها جان خود را میکشند و به زندگی در قبر ادامه میدهند.
هوش مصنوعی: تمامی عاشقان در انتظار مرگ هستند و مرگ نیز با ناز و تکبر، روی خود را به آنها نشان نمیدهد.
هوش مصنوعی: دوزخی که گفتهاند جایی است بسیار سخت و عذابآور، بهویژه اکنون که فصل گرما فرارسیده است.
هوش مصنوعی: باید در آن مکان تحمل و صبر را پیشه کند تا خداوند راهی را برای او فراهم کند.
هوش مصنوعی: یا از آن درد و رنج به مرگ نجات یابد، یا اینکه او را بیدلیل رها کنند، در حالی که نابینا و بیمار است.
هوش مصنوعی: ممکن است کسی به طور ناگهانی بیفتد و بیمار شود، که در این صورت مشکلات و دشواریهایی برای او به وجود خواهد آمد و چارهای جز تحمل آن نیست.
هوش مصنوعی: او را به مکان خطرناکی میبرند که پر از مکاران و دانایان شرور است.
هوش مصنوعی: هر کسی که در کنار دانشمند و آگاه قرار میگیرد، به کجا میتواند برود؟ زیرا خداوند خود آگاه و دانا است.
هوش مصنوعی: روزی عالم بزرگواری پیش من آمد و گفت: خودت را به ناراحتی و بدحالی نزن.
هوش مصنوعی: وقتی به بیمارستان میروی، همراه با شراب و خوشیها میشوی.
هوش مصنوعی: چون در سرای من نان تو وجود دارد، در آنجا غرق در چربی و چمک است.
هوش مصنوعی: گفتم که اهل شراب و خوشگذرانی نیستم، و بندهدار بیمارستان و درمانگاه هم نیستم.
هوش مصنوعی: بدن من در سلامت است و حال خوبی دارم؛ تو بر یخ سکهای انداختهای و تقصیر از خودت است.
هوش مصنوعی: مجرمان نیز در آنجا وجود دارند و دست و پایشان به زنجیر کشیده شده است.
هوش مصنوعی: اگر فردی به خاطر عمل خود مجرم شناخته نشود، به او شکنجههایی آسیبزننده تحمیل میکنند.
هوش مصنوعی: دستی از روی شانه رد میشود و دستی دیگر از پشت سر میچرخد.
هوش مصنوعی: آن دو ساق را با زنجیری از فولاد به هم میبندند.
هوش مصنوعی: استخوانهای پا، دست و کتف از این فشار و زخمهای سخت به شدت دردی را تجربه میکنند.
هوش مصنوعی: عضلاتش به حالت انقباض در میآید و استخوانها نیز به شدت به هم فشار میآورند.
هوش مصنوعی: رود وقتی که از گرما و درد بیخبر است، به آرامی جریان دارد، اما وقتی به حال خود آید و از دردش آگاه شود، شروع به سر و صدا و ناآرامی میکند.
هوش مصنوعی: هر چه لازم است بیان شود، به سمت بله و نه نمیرود و در نهایت به همین حقیقت میرسد.
هوش مصنوعی: کارهای ناپاک و پنهانی بالاخره آشکار میشود، همچنین کارهایی که انجام نشدهاند نیز در نهایت به وضوح خواهند رسید.
هوش مصنوعی: اگر اعمالی که انجام نشدهاند بیان شوند، باید مانند کارهایی که انجام شدهاند، مورد توجه قرار گیرند.
هوش مصنوعی: اگر کسی تحملش به شدت افزایش یابد، برای او عاملی فراهم میشود که به آن کمک کند.
هوش مصنوعی: دستهای خمیده را با کمند بپیچید و حلقهای درست کنید.
هوش مصنوعی: او را بر داربستی بالا میکشند و میگوید که دیگر قدرت گفتن ندارد.
هوش مصنوعی: گاه با زبان تند و تیز یا انتقاد و تذکر او را متوجه اشتباهاتش میکنند تا از رفتار نادرستش دست بردارد.
هوش مصنوعی: بسیاری هستند که بیگناهی آنها دیده نمیشود و به دلیل این ناعدالتی، به مرگ دچار میشوند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
چون بیامد بوعده بر سامند
آن کنیزک سبک زبام بلند
برسن سوی او فرود آمد
گفتی از جنبشش درود آمد
جان سامند را بلوس گرفت
[...]
چیست آن کاتشش زدوده چو آب
چو گهر روشن و چو لؤلؤ ناب
نیست سیماب و آب و هست درو
صفوت آب و گونه سیماب
نه سطرلاب و خوبی و زشتی
[...]
ثقة الملک خاص و خازن شاه
خواجه طاهر علیک عین الله
به قدوم عزیز لوهاور
مصر کرد و ز مصر بیش به جاه
نور او نور یوسف چاهی است
[...]
ابتدای سخن به نام خداست
آنکه بیمثل و شبه و بیهمتاست
خالق الخلق و باعث الاموات
عالم الغیب سامع الاصوات
ذات بیچونش را بدایت نیست
[...]
الترصیع مع التجنیس
تجنیس تام
تجنیس تاقص
تجنیس الزاید و المزید
تجنیس المرکب
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.