مثل مردمان خطا نشود
که دویی نیست کان سهتا نشود
با من این حبس گاه راکار است
حبس این بنده سومینبار است
بارهای دگر بدون درنگ
می گذشتم ز ره به محبس تنگ
چون رسیدم ز ره ولیک این بار
برد فخرائیم به شعبهٔ چار
چون نشستم درآن کریچهٔ سرد
کمر من گرفت از نو درد
دیرگاهی نشستم آنجا من
کس نفرمود صحبتی با من
از پس یک دو ساعت، آمد پیش
فربهی سبز رنگ وکافرکیش
صورتی گرد و چهرهای مغرور
دست و پایی ز ذوق و صنعت دور
لیک درکار خویش زبر و زرنگ
به فسون روبه و به کبرپلنگ
داد دست و نشست و خامه کشید
جا ونام و نشان من پرسید
پس بزد بانگ و آمد از بیرون
یکی از آن سه مرد راهنمون
اول رنج و زحمت است اینجا
فتح باب مشقت است اینجا
بنده با آن عوان روانه شدیم
یکدوساعتبه یکدو خانه شدیم
شرح آن دخمهها از اسرار است
فکرکاهست و خاطرآزار است
در یکی زان دوکلبهٔ احزان
مردمی دیدم از الم لرزان
حاجسیاح قمی پرخور
بود آن جای بسته برآخور
شکم گنده پیش آورده
گندهبویی به ریش آورده
گشته چرک و سیاهمولویش
بر زبان بود مدح پهلویش
شعر میخواند و پف پف می کرد
بر سر و ریش خلق تف میکرد
مدح میخواند شاه ایران را
حامی فرقهٔ فقیران را
تا مگر زودتر رها گردد
باز مبل اطاقها گردد
سر و ریشی صفا دهد از نو
شکم گنده را دهد به جلو
بنشیند به مجلس اعیان
بدهد حکم چایی و قلیان
نیزه را محرمانه بند کند
چند غازی مگر بلند کند
گرچه در شهر ری سرایی نیست
محضری، منظری، لقایی نیست
محفل و مجلسی اگر باقی است
هست در این محل و الا نیست
قصرها را ببست دولت در
تا که شد باز باب «قصر قجر»
ساعتی هم دریچه گذشت
تا همه چیز ثبت دفتر گشت
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این متن، شاعر به زندان و سختیهای آن اشاره میکند و از تجربهاش در حبس برگشت میزند. او به دوری از آزادی و تحمل دردهای جسمی و روحی ناشی از زندانی بودنش میپردازد. در این زندان، ملاقات با یک فرد مغرور و پرخور را توصیف میکند که در حال مدح کردن و شعرخوانی است. این فرد، که به وضوح از زندان برای ثروت و مقام خود استفاده میکند، سعی دارد با بهدست آوردن توجه و محبت دیگران، از شرایط سخت زندان رهایی یابد. شاعر فضایی پر از رنج و غم را به تصویر میکشد که در آن افراد، به مشکلات از طریق مدح و تملق کردن میپردازند و در تلاش برای رهایی از زندان به سر میبرند.
هوش مصنوعی: مثل انسانها نباشید که اشتباه میکنند، زیرا دو عدد نمیتواند به سه تبدیل شود.
هوش مصنوعی: این زندان برای من به یک کار عادی تبدیل شده است و این بار سوم است که در این حبس به سر میبرم.
هوش مصنوعی: بدون تردید و تأمل، بار دیگر از راهی که به زندان تنگ منتهی میشود، عبور میکردم.
هوش مصنوعی: زمانی که به مقصد رسیدم، اما این بار به دلیل خاصی برتری و افتخارم به شاخهٔ چهارم اشاره دارد.
هوش مصنوعی: وقتی در آن مکان سرد نشستم، دوباره درد کمرم شروع شد.
هوش مصنوعی: مدتی طولانی در آنجا نشسته بودم و هیچکس با من صحبتی نکرد.
هوش مصنوعی: پس از گذشت یک یا دو ساعت، شخصی به سراغ فردی با چهره سبز و ظاهری خاص آمد.
هوش مصنوعی: چهرهای گرد و مغرور دارد، و دست و پاهایی که از هنر و ذوق به دور است.
هوش مصنوعی: اما در کار خود، زیرک و ماهر است، مانند روباه با نرمی و مانند پلنگ با غرور.
هوش مصنوعی: دستش را به من داد و نشسته، قلم را به حرکت درآورد و از من نام و نشانم را پرسید.
هوش مصنوعی: پس سر و صدایی به پا شد و یکی از آن سه مرد که راهنمایی میکرد، از بیرون آمد.
هوش مصنوعی: در اینجا ابتدا تلاش و سختی وجود دارد و این نقطه آغاز دشواریهاست.
هوش مصنوعی: من با دوستانم در حال حرکت بودیم و بعد از یکی دو ساعت به یکی دو خانه رسیدیم.
هوش مصنوعی: توضیح این مکانهای تاریک و پنهان، به رازهایی مربوط میشود که ذهن را مشغول و دلتنگ میکند.
هوش مصنوعی: در یکی از آن دو کلبهٔ اندوه، انسانی را دیدم که از ترس و نگرانی به لرزه افتاده بود.
هوش مصنوعی: حاجسیاح قمی آدمی پرخور و زیادهروی بود و در جایی که خاص و محدود بود، رفتار ناشایستی از خود نشان میداد.
هوش مصنوعی: شکم بزرگش را جلو آورده و بوی ناخوشایندی را به وجود آورده است.
هوش مصنوعی: زبان مولوی پر از ستایش و وصف ائمه بزرگ و دانشمندان است، اما اکنون کلمات و گفتار او پژمرده و تیره به نظر میرسد.
هوش مصنوعی: او شعری میخواند و به آرامی بر سر و ریش مردم، دود پراکنده میکرد.
هوش مصنوعی: مدح و ستایش میکند شاه ایران را که حامی و پشتیبان قشر فقیر و نیازمندان است.
هوش مصنوعی: بهتر است هرچه زودتر آزاد شود تا دوباره اتاقها به حالت اولیه خود برگردند.
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که زیبایی و آراستگی ظاهری میتواند اعتبار و مقام فرد را بالا ببرد، در حالی که خویشتنداری و متانت نیز باعث میشود افراد چربی و شکم بزرگ خود را به فراموشی بسپارند و به جلو بروند. به عبارتی، ظاهر زیبا میتواند بر ضعفها و نواقص دیگر فائق آید.
هوش مصنوعی: در یک محفل مهم و معتبر، کسی حضور داشته باشد که مسئولیت پذیرایی از مهمانان را بر عهده بگیرد و دستور سرو چای و قلیان را بدهد.
هوش مصنوعی: نیزه را به طور پنهانی میبندد، شاید که چند پرنده بلند پرواز را به دام بیندازد.
هوش مصنوعی: هرچند در شهر ری خانهای برای زندگی نیست، اما هنوز دیدنیها و زیباییهایی برای تماشا وجود دارد.
هوش مصنوعی: اگر در این مکان محفل یا مجلسی باقی مانده باشد، درست همین جاست و اگر نیست، پس جایی دیگر هم نخواهد بود.
هوش مصنوعی: دولت دربهای قصرها را بست تا در نهایت درب قصر «قجر» باز شد.
هوش مصنوعی: مدتی گذشت تا همه چیز در دفتر نوشته شود و ثبت گردد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
چون بیامد بوعده بر سامند
آن کنیزک سبک زبام بلند
برسن سوی او فرود آمد
گفتی از جنبشش درود آمد
جان سامند را بلوس گرفت
[...]
چیست آن کاتشش زدوده چو آب
چو گهر روشن و چو لؤلؤ ناب
نیست سیماب و آب و هست درو
صفوت آب و گونه سیماب
نه سطرلاب و خوبی و زشتی
[...]
ثقة الملک خاص و خازن شاه
خواجه طاهر علیک عین الله
به قدوم عزیز لوهاور
مصر کرد و ز مصر بیش به جاه
نور او نور یوسف چاهی است
[...]
ابتدای سخن به نام خداست
آنکه بیمثل و شبه و بیهمتاست
خالق الخلق و باعث الاموات
عالم الغیب سامع الاصوات
ذات بیچونش را بدایت نیست
[...]
الترصیع مع التجنیس
تجنیس تام
تجنیس تاقص
تجنیس الزاید و المزید
تجنیس المرکب
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.