گنجور

شمارهٔ ۴۷

 
ملک‌الشعرای بهار
ملک‌الشعرای بهار » غزلیات
 

مشتاقی و صبوری با هم قرین نباشد

این باشد آن نباشد آن باشد این نباشد

با انگبین لبت را سنجیده‌ام مکرر

شهدی که در لب تست در انگبین نباشد

قومی به فکر مشغول قومی بدین گرفتار

غافل که آنچه‌جویند درکفر و دین نباشد

در نکتهٔ دهانت هرکس کند گمانی

تا تو سخن نگویی کس را یقین نباشد

ماه فلک ز حسنت خواهد برد نصیبی

ورنه همیشه سیرش گرد زمین نباشد

خواهم سایم سر ارادت بر آستانت

شرمنده‌ام که چیزیم در آستین نباشد

یابد ز دام زلفش صید دلم رهایی

گر چشم صیدگیرش اندرکمین نباشد

با ترکتاز چشمش نیکو مقاومت کرد

حقاکه چون دل من حصنی حصین نباشد

گفتم بهار مسکین خواهدگلی ز باغت

گفتا خزان رسیده است گل بعد ازین نباشد



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال ۴ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

خادمی نوشته:

مصرع نخست این بیت ظاهرا به لحاظ وزنی مشکل دارد:

خواهم سایم سر ارادت بر آستانت
شرمنده‌ام که چیزیم در آستین نباشد

👆☹

سمانه ، م نوشته:

خواهم سر ارادت سایم بر آستانت
با درود

👆☹

ســراج نوشته:

بی کران درود و مهر،لطفاً بیت ششم مصرع اول تصحیح بفرمایید
خواهم سر ارادت سایم بر آستانت …
۲۴/۱۱/۲۰۱۸

👆☹

سعادت پنجشیری نوشته:

خواهم سر ارادت سایم بر آستانت
آن بیت اینطور است

👆☹

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.