گنجور

 
ملک‌الشعرای بهار
 

بکرد ای جوهر سیال در مغز بهار امشب

سرت گردم‌نجاتم ده ز دست روزگار امشب

بر یاران ترش‌روی آمدم زبن تلخکامی‌ها

ز مستی خندهٔ شیربن به روبم برگمار امشب

ز سوز تب نمی‌نالم طبیبا دردسرکم کن

مرا بگذار با اندیشهٔ یار و دیار امشب

هزاران زخم کاری دارم اندر دل ولی هر دم

ز یک زخم جگر ترساندم بیماردار امشب

گرم خون‌از جگر بیرون زند نبود عجب زبرا

که ‌از خون ‌لب‌ به‌ لب گشته ‌است‌ این‌قلب‌ فگار امشب

فنای سینه‌ر‌بشان گرمی ناب است ای ساقی

بده جامی و برهانم ز رنج انتظار امشب

شب‌هجرانم‌از جان‌سیرکرد آن‌زلف‌پرخم کو

که در دامانش آویزم به قصد انتحار امشب

مده‌داروی‌خواب‌ای‌غافل‌از شب‌زنده‌داری‌ها

خوشم با آه آتشناک و چشم اشگبار امشب

اگر نالد «‌بهار» از زخم دل نالد، نه زخم سل

پرستاران ‌چه ‌می‌خواهید ازین ‌بیمار زار امشب

حاشیه‌ها

تا به حال ۹ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

آزادالی در ‫۶ سال و ۷ ماه قبل، پنج شنبه ۶ فروردین ۱۳۹۴، ساعت ۱۱:۰۴ نوشته:

این غزل را بهار بربستر بیماری سل در یکی از بیمارستانهای سوئیس سروده و گویا آخرین اثر اوست .

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
سیدمحمد امیرمیران در ‫۶ سال و ۵ ماه قبل، پنج شنبه ۲۴ اردیبهشت ۱۳۹۴، ساعت ۰۹:۱۹ نوشته:

البته میدانم که تمام خواندگان این شعر معترفند که به هیچ عنوانی نمی توان این شعر زیبای استاد بهار را نقد کرد ، چون استاد با یک تیر شاید سه ال چهار حدف را زندند 1 - در بیت هفتم بسیار زیبا از عشق میگوید
2 - در بیت چهارم عشق و علاقه خود را به وطن بسیار زیبا بیان میکند
3 - دربیت آخر از تلاش و کوشش پرستاران حرف می زند
بسیاز زیبا و عالیست

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
جواد در ‫۵ سال و ۱۱ ماه قبل، سه شنبه ۱۲ آبان ۱۳۹۴، ساعت ۱۵:۳۶ نوشته:

در مصاحبه ای که خانم پروانه بهار (دختر ملک الشعرا بهار) با بهرام مشیری در تاریخ 30 اکتبر 2015 انجام دادند شرح این ماجرا را به این صورت گزارش دادند.
که در بیمارستان یک شب برای خوشحالی پدر یک بطزی کنیاک فرانسوی تهیه کرده و برای این بزرگوار می برد. و ایشان بسیار خوشحال می شوند. و فردای آن روز این غزل را برای پروانه می خواند. پس مراد از جوهر سیال همان کنیاک فزانسوی می باشد.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
خسرو(آئینه) در ‫۵ سال و ۱۱ ماه قبل، جمعه ۱۵ آبان ۱۳۹۴، ساعت ۱۷:۱۷ نوشته:

در دبرنامه مصاحبه آقای مهندس مشیری با خانم پروانه بهار دختر استاد بهار شنیدم که ایشان فرمودند شبی که یک بطری کنیاک به بالین پدر در بیمارستان بردم ایشان بسیار خوشحال شدند و همان شب این غزل زیبا را سرودند و (بگرد ای جوهر سیال) اشاره ایشان به همان کنیاکی بود که برایشان برده بودم. گفتند ملک الشعرا بهار خیلی به نوشیدن مشروبات الکلی علاقمند بودند و صد البته که ایشان همیشه حد تعادل را رعایت میفرمودند. روحشان شاد باشد هر چند که دوران زندگی کوتاه خود را همیشه در رنج و تالم و ناکامیهای پی در پی بسر بردند

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
بی سواد در ‫۵ سال و ۱۱ ماه قبل، شنبه ۱۶ آبان ۱۳۹۴، ساعت ۱۴:۵۵ نوشته:

جناب خسرو، ممکن است بفرماہیید این جنان مشیری
که باشند؟؟

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
علی در ‫۲ سال قبل، یک شنبه ۲۱ مهر ۱۳۹۸، ساعت ۲۳:۱۸ نوشته:

مشیری یک برنامه ساز تلویزیونی است و اصولاً در بحث مربوط به شرایط سرایش این سروده اهمیتی ندارد. چون ماجرا را دختر زنده یاد بهار بیان کردند؛ نه مشیری.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
۸ در ‫۲ سال قبل، دو شنبه ۲۲ مهر ۱۳۹۸، ساعت ۰۵:۰۳ نوشته:

علی آّقا
سپاس مشکل هم چنان لا ینحل است که این جناب مشیری که اند/

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
علی در ‫۱ سال و ۹ ماه قبل، شنبه ۷ دی ۱۳۹۸، ساعت ۱۵:۱۰ نوشته:

دوست عزیز جناب بهرام مشیری از روشنفکران و ادبای بزرگ ایران محقق با دانش در ادبیات تاریخ و سیاست هستند ودر تلویزیون ماهوارهایی پارس برنامه سرزمین جاوید را اجرا میکنن

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
علی در ‫۱ سال و ۸ ماه قبل، چهار شنبه ۱۸ دی ۱۳۹۸، ساعت ۱۵:۲۵ نوشته:

در بیت ششم اشکال تایپی وجود داره. فنای سینه ریشان....

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.