گنجور

پیشنهاد آسان از اینستاگرام و پین‌ترست با افزونهٔ فایرفاکس

شمارهٔ ۱۹۹ - به یکی از معاندین

 
ملک‌الشعرای بهار
ملک‌الشعرای بهار » قصاید
 

ای کسروی ای سفیه نادان

سرکشته تیه بغی و خذلان

بدبخت کسی که چون تو باشد

یک عمر به کار خوبش حیران

منفور به نزد پیر و برنا

ملعون بر کافر و مسلمان

از روز ازل فکنده ابلیس

در قلب تو کارگاه عصیان

آیینت سفاهتی هویدا

«‌پیمانت‌» حماقتی نمایان

تو ز اهرمنی و از تو بیزار

روح مشی و روان مشیان

ای مغز تو خوابگاه ابلیس

وی قلب تو جایگاه شیطان

ای مایهٔ ننگ اهل تبریز

از حکم‌آباد تا شتربان

با این تن خشک و این قیافه

هستی زکدام جنس حیوان

بوزینهٔ سل گرفته‌ای تو

پوشیده به تن لباس انسان

درکار معاشرت چنان تلخ

کز تو نشود رفیق‌، خندان

بنشینی و بر نمک بری دست

برخیزی و بشکنی نمکدان

خود را تو ز مصلحان شمردی

این نام به خود نهادی آسان

هستی به قیاس مصلحان‌، تو

چون زآب فرات‌، آب قلیان

هستی تو به طعم و بوی پیدا

هرچند شوی به رنگ پنهان

شد پارسی از تصرف تو

مهمل چو کلام جان بن جان

خشکیده و خامشی تو، گویی

چولی قزکی به‌دست طفلان

چولی قزکی ولی نه زان جنس

کز وی طلبند خلق باران

الفاظ به کسره می گذاری

زان کسرویت شده است عنوان

ورنه توکجا و آل کسری

ای مایهٔ ننگ آل قحطان



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

جمشید پیمان نوشته:

جای تاسف بسیار است که شاعر بزرگی چون ملک الشغراء بهار ،بجای نقد اندیشه کسروی ، این چنین بر او بتازد و سخن های زشت نثار او کند. کسروی علیه جهل و خرافاتی که بر محمل دین سوار هستند شورید و در رد بنیان های جهالت و عقب ماندگی و اعتقادات دور از خرد و علم ـــــ که مردم ایران گرفتارش بودند و هم اکنون هم هستند ــــ سخن گفت و کتاب نوشت. البته در این کار دچار تند روی هم شد و در پاره ای جاها کج روی هم کرد. اما حقش نبود که فرد روشنفکری چون ملک الشعراء بهار این گونه در او طعنه زند و به هجو او بپردازد و ازین رهگذر آب به آسیاب عقب مانده ترین و جهالت پرور ترین اقشار جامعه ی آفت زده ایران یعنی قشر ملایان بریزد.

👆☹

پیشنهاد تصاویر مرتبط