گنجور

شمارهٔ ۳۲

 
ازرقی هروی
ازرقی هروی » قصاید
 

ایا بجود و بآزادگی بدهر مثل

جهان بکلک تو و کف تو فکنده امل

چگونه رنجه نباشم برنج تو ؟ که مرا

ز نعمت تو بود مغز استخوان بمثل

اگر ز فکرت تو دوش خواب خوش کردم

چه من رهی ، چه پرستندگان لات و هبل

وگر خلاص تو امروز دیرتر بودی

بجان بنده غم آورده بد پیام اجل

خدای عزوجل فضل کرد با تن تو

بشکر کوش بپیش خدای عز وجل

سعادت تو ز بر دست گشت و نیک آورد

که حلق خصم تو گیرد زمانه زیر بغل

نه دولتیست که آنرا بود هنوز و بال

نه شادییست که آنرا بود هنوز بدل

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام