به فرمان دارای ایران که بودش
به کف تیغ رستم، به سر تاج خسرو
کَرَمرَسم، سلطانِ جمشید پایه؛
کریم اسم، خاقانِ خورشید پرتو
شهِ زند، کز نام او زنده ماند؛
جهان کو به داد و دهش کرد مملو
کنون بندد اندر میان رشتهٔ در
کسی کو نبودش به کف خوشهٔ جو
یکی مسجد آراست از لطف ایزد
به شیراز کافگند بر نُه فلک ضو
چه مسجد، که سودی، گر امروز بودی؛
به خاکش لبِ جم، رخِ کی، سرِ زو
مگو هست زین گونه مسجد به گیتی
وگر دیگری گویدت هست، مشنو
پی ضبط تاریخ آن سال فرخ
فتادند دانشوران در تک و دو
رقم کرد کلکِ گهر سلکِ آذر:
«به شیراز وا شد درِ کعبهٔ نو»
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به وصف حکمرانی و شکوه ایران در زمانهای گذشته میپردازد. او از تیغ رستم و تاج خسرو یاد میکند و به رسم و آیین جمشید اشاره میکند. همچنین از شهری که نامش زنده است و ثروت و برکت به آن ارزانی شده سخن میگوید. به ویژه در شیراز، مساجد تازهای به لطف خداوند ساخته شده است و شاعر به تاریخنگاری آن سال فرخنده اشاره میکند که دانشمندان در آن زمان مشغول به ثبت وقایع و آثار ارزشمند شدند. در نهایت، شاعر به تاسیس یک کعبه جدید در شیراز اشاره کرده و بر اهمیت فرهنگی و تاریخی این شهر تاکید میکند.
هوش مصنوعی: به دستور فرمانروای ایران، که در دستش تیغ رستم بود و بر سرش تاج پادشاهی قرار داشت.
هوش مصنوعی: رسمی را به جا آوردم که مربوط به شاه جمشید است؛ و نام نیکو و با کرامت همانند خاقانی است که نور خورشید را در بر دارد.
هوش مصنوعی: پادشاهی به دنیا آمد که نامش ماندگار شد و جهان را با بخششها و لطفهایش پر کرد.
هوش مصنوعی: اکنون در بین رشتههای زندگی، شخصی که در دستش خوشهای از نعمت نیست، باید خود را تأمل کند.
هوش مصنوعی: در شیراز، کسی با لطف خداوند یک مسجد زیبا و دلنشین ساخت که نور آن مانند روشنی ستاره در آسمان میتابد.
چه مسجدی است که اگر جمشید و کیخسرو و زو امروز زنده بودند، لب و رخ و سرشان را به خاکش میمالیدند!
هوش مصنوعی: نگو که در دنیا مسجدی از این جنس وجود دارد، و اگر کسی به تو گفت که چنین چیزی هست، حرفش را نشنو.
هوش مصنوعی: در سال خوشی، دانشمندان برای ثبت تاریخ آن سال به تلاش و کوشش افتادند.
هوش مصنوعی: در اینجا به تصویر کشیده شده که زیبایی و جذابیت خاصی مانند یک گوهر در دنیای شعر و هنر به وجود آمده است. در این تصویر، شیراز به عنوان جایی نو و تازه در کعبهای که نماد خانه خداست، به نمایش گذاشته میشود. این بیت به نوعی به اهمیت و زیبایی هنر و فرهنگ این شهر اشاره دارد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
دو چشم تو هستند فتّان و جادو
دل و دین نگه داشت باید ز هر دو
نگه چون توان داشتن دین و دل را
ز دستان فتان و نیرنگ جادو
رخت سیم پاک است در زیر سنبل
[...]
اگر زاهدانند وگر عارفانند
همه مردِ مزدند مرد خدا کو
تو را باید ای عاقل عافیتجو
که بر سوی او روی آری زهر سو
مکن زو تغافل مگردان از او رو
همین است آن قبله کز سجدهٔ او
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.