گنجور

 
آذر بیگدلی

کسی را چون به بیدادت شکی نیست

هزارت دوست بود اکنون، یکی نیست

بدشت عشق، صیادی است؛ کش دام

تهی هرگز ز صید زیرکی نیست

کسی کش صبر بسیار است داند

که جور خوبرویان، اندکی نیست

ندانم، از که خوردم زخم؛ اما

به ترکش جز تو کس را ناوکی نیست

بتن جایی ندارد آذر پیر

که به روی جای سنگ کودکی نیست

 
sunny dark_mode