|
غیرفعال و فعال کردن دوبارهٔ حالت چسبانی نوار ابزار به بالای صفحات
|
|
راهنمای نوار ابزار
|
|
پیشخان کاربر
|
|
اشعار و ابیات نشانشدهٔ کاربر
|
|
اعلانهای کاربر
|
|
ادامهٔ مطالعه (تاریخچه)
|
|
خروج از حساب کاربری گنجور
|
|
لغزش به پایین صفحه
|
|
لغزش به بالای صفحه
|
|
لغزش به بخش اطلاعات شعر
|
|
فعال یا غیرفعال کردن لغزش خودکار به خط مرتبط با محل فعلی خوانش
|
|
فعال یا غیرفعال کردن شمارهگذاری خطوط
|
|
کپی نشانی شعر جاری در گنجور
|
|
کپی متن شعر جاری در گنجور
|
|
همرسانی متن شعر جاری در گنجور
|
|
نشان کردن شعر جاری
|
|
ویرایش شعر جاری
|
|
ویرایش خلاصه یا برگردان نثر سادهٔ ابیات شعر جاری
|
|
شعر یا بخش قبلی
|
|
شعر یا بخش بعدی
|
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر از درد و غم عشق خود سخن میگوید. او احساسات عمیق و ناگفتنیاش را بیان میکند و میگوید که این درد نه تنها گفتنی نیست، بلکه دیگران هم نمیتوانند آن را درک کنند. دلش پر از عشق و داغ است، اما این عشق قابل بیان نیست. او میگوید که این عشق یک گنج پنهان است و ابراز وصال و نزدیکی ممکن نیست. در نهایت، شاعر تاکید میکند که این احساسات و دردها دائمی و غیرقابل زوال هستند.
هوش مصنوعی: من دردی دارم که نمیتوانم دربارهاش حرف بزنم و حتی اگر بگویم، کسی نمیتواند آن را درک کند.
هوش مصنوعی: دل من پر از عشق به توست، اما این عشق مانند باغی است که در آن گلی نمیروید و شکوفا نمیشود.
هوش مصنوعی: همه میدانند که من از عشق تو رنج میبرم، چون عشق تو برای من مثل یک گنج باارزش است، اما نمیتوانم آن را پنهان کنم.
هوش مصنوعی: تا زمانی که داستان وصل واقعی نشود، چشمانم نمیتواند در شب هجر آرام بگیرد.
هوش مصنوعی: در آستان تو، گردی وجود دارد که همچون آتش است، اما این گرد، ماندگار است و نمیتواند برود.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.