شد از مرگ برادر، دل خراب و سینه ریش از من؛
ندیده هیچکس محزونتری در هیچ کیش از من
کنندم خلق منع از گریه و من آنچه میبینم
نباید بیش از این در آه و زاری منع خویش از من
نبیند کس پس از من یا رب این ماتم که پندارم
ندیدهست این مصیبت هیچ محنتدیده بیش از من
به مرگ آن برادر چون نگریم خون، که در مرگش
تسلی میدهندم خلق و میگریند بیش از من؟!
ندارد سودی آذر گریه، گر پیش آید اندوهی؛
که از آغاز نوش از دیگران بودهست و نیش از من
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر به مرگ برادرش فوقالعاده ناراحت و غمگین است و احساس میکند که هیچ کس به اندازه او دردی را تجربه نکرده است. او به دیگران میگوید که نمیتواند جلوی خود را از گریه گرفتن بگیرد و هیچ کسی نمیتواند عمق غمش را درک کند. او میگوید وقتی به مرگ برادرش مینگرد، خون گریهاش درمیآید و احساس میکند که دیگران حتی بیشتر از او برای این مصیبت میگریند. در آخر، او به هیچ سودی از گریه اشاره میکند و میگوید غمش از آغاز وجود داشته و حالا دردش را بیشتر حس میکند.
هوش مصنوعی: از زمان مرگ برادرم، قلبم شکسته و سینهام پر از غم است؛ هیچکس را در هیچ مذهبی سراغ ندارید که به اندازه من غمگین باشد.
هوش مصنوعی: مردم از من میخواهند که گریه نکنم، اما آنچه را که میبینم، نمیتوانم بیشتر از این خود را از آه و زاری بازدارم.
هوش مصنوعی: خداوند، هیچکس بعد از من این داغ و اندوه را نبیند، زیرا من باور دارم هیچکس در دنیا بیشتر از من مصیبت و سختی را تجربه نکرده است.
هوش مصنوعی: وقتی به مرگ برادر نگاه میکنم، متوجه میشوم که مردم بیشتر از من بر مرگ او گریه میکنند و برایم تسلی میدهند.
هوش مصنوعی: گریه کردن در چنین شرایطی فایدهای ندارد، زیرا اندوه و غم از ابتدا به دست دیگران آمده و من فقط طعم تلخ آن را چشیدهام.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.