آمد سحر به پرسش من یار با رقیب
یا من زرشک جان دهم امروز، یا رقیب
از خون من که کشته شدم، پیش از او گرفت
ز آن پیشتر که کشته شود خونبها رقیب!
ای بیوفا، بس است جفا از خدا بترس
تا چند بینم از تو جفا من، وفا رقیب!
زارم بکش برو، که ببیند چو کشته ام؛
ناید ز بیم جان دگرت از قفا رقیب!
چون پایمال رشکم، از این بزم رفتنم
بهتر؛ ببزم تا ننهاده است پا رقیب!
بیگانه، بایدم ز تو ناآشنا شدن
زان پیشتر که با تو شود آشنا رقیب
مردم ز بدگمانی دل، گیرم ای پری
هم پاکدامنی تو و، هم پارسا رقیب!
از کوی یار آذر اگر میروی برو
آگه ز خواری تو نگشته است تا رقیب!
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر به تردید و حسادت شاعر نسبت به رقیب و یارش پرداخته شده است. شاعر در سحر به پرسش دربارهٔ عشق خود و رقیب میپردازد و از آلام خود به دلیل کشته شدن قبل از رقیب میگوید. او از بیوفایی رقیب گلایه میکند و احساس میکند که جفاهای او بیش از حد است. همچنین، شاعر بیان میکند که بهتر است از رقیب جدا شود تا دچار دردسر بیشتری نشود و از ارتباط با رقیب پرهیز کند. او در نهایت به پاکدامنی یارش اشاره میکند و از او میخواهد که اگر به کوی یار میرود، به فکر عواقب آن باشد.
هوش مصنوعی: در سپیدهدم، معشوقم به سراغم آمد و از من پرسید که آیا امروز جانم را برای او فدای عشقش کنم یا این که به رقیب او بسپارم؟
هوش مصنوعی: از خون من که به خاطر عشق کشته شدم، او پیش از من خون بهای رقیبش را گرفت، پیش از اینکه او هم کشته شود.
هوش مصنوعی: ای بیوفا، دیگر بس است که به من جفا کنی. از خدا بترس! تا کی من باید جفاهای تو را ببینم، در حالی که وفا از رقیب میآید؟
هوش مصنوعی: بیا و من را بکش، تا همگان ببینند که چقدر عاشق هستم و چقدر برای تو جانم را فدای محبتت کردهام؛ اما از ترس جان خودت، دیگر پشت سر نگاهی به رقیب نداشته باش!
هوش مصنوعی: اگر کسی باشد که حسد من را زیر پا گذاشته باشد، بهتر است که از این مجلس بروم؛ به این بزم میمانم تا رقیب پایش را اندرون نگذارد!
هوش مصنوعی: باید به این نتیجه برسم که از تو دور شوم و ناآشنا بمانم، قبل از آنکه رقیبم بخواهد با تو آشنا شود.
هوش مصنوعی: ای پری، با اینکه بدگمانان دربارهی دل من فکرهایی میکنند، اما من هم به پاکدامنی تو ایمان دارم و هم به پارسایی رقیب تو.
هوش مصنوعی: اگر از نزد دوست میروی، لازم است بدانستی که در این رفتن چیزی از تو کم نشده و برای رقیب تو، ضعف و ناتوانیات نمایان نشده است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
بوده است یار بی من اگر دوش با رقیب
یا من به قتل میرسم امروز یا رقیب
شکر خدا که مرد به ناکامی و ندید
مرگ مرا که میطلبد از خدا رقیب
با یار شرح درد جدائی چسان دهم
[...]
حیف از تو ای پری که شوی یار با رقیب
او دیو و تو پری تو کجا و کجا رقیب
دیر آشنای من ز تو در حیرتم که چون
شد زود آشنا به تو، دیر آشنا رقیب
تا کی رقیب را نگرم با تو کاشکی
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.