جان ز من خواسته جانان چکنم؟!
چکنم گر ندهم جان چکنم؟!
منع دل میکنم از عشق، ولی
چون دلم نیست بفرمان چکنم؟!
پیرم و، عشق جوانی دستم
برندارد ز گریبان، چکنم؟!
باورم نامد ازو عهد، ولی
خورد سوگند به قرآن چکنم؟!
جان برآمد ز تن و برناید؛
دل از آن چاه زنخدان چکنم؟!
وعده ی قتل بمن داده، اگر
شود از وعده پشیمان چکنم؟!
طشت رسواییم از بام افتاد
عاشقم آذر پنهان چکنم؟!
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به بیان عشق و دردهای ناشی از آن پرداخته است. شاعر با احساس درونی خود درگیر است و از یک سو از عشق فرار میکند و سعی دارد دل خود را منع کند، اما نمیتواند از عشق بگریزد. او به پیری و تمایل به جوانی اشاره میکند و همچنین به عهد و سوگندهایی که در عشق داده شده است. در انتها، او به رسواییها و چالشهای ناشی از عشق اشاره میکند و نشان میدهد که هرچند که قرار است دلیلی برای رنجش وجود داشته باشد، اما در عوض همچنان در عشق غرق است.
هوش مصنوعی: جانم را محبوبم خواسته است. چه کار کنم؟ اگر جانم را ندهم، چه باید بکنم؟
هوش مصنوعی: من سعی میکنم خودم را از عشق دور نگه دارم، اما وقتی قلبم به چیزی غیر از این فرمان نمیدهد، چه کار میتوانم بکنم؟
هوش مصنوعی: من اکنون پیر شدهام و عشق جوانی دیگر نمیتواند مرا رها کند. در این وضعیت چه باید کنم؟
هوش مصنوعی: من به او اعتماد ندارم و عهدش را قبول ندارم، اما چگونه میتوانم به قرآن سوگند بخورم؟
هوش مصنوعی: جان از تن بیرون رفت و نمیتوانم دل را از آن چاه عمیق چانهات جدا کنم.
هوش مصنوعی: کسی به من وعده داده که مرا بکشد، حالا اگر از این وعده منصرف شود، من چه کار کنم؟
هوش مصنوعی: رسوایی من مانند طشتی است که از بام افتاده و حالا نمیدانم چگونه عشق خود را در آتش پنهان کنم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.