تا دردی درد او چشیدیم
دامن ز دو کون در کشیدیم
با هم نفسی ز درد عشقش
در کنج فنا بیارمیدیم
بر بوی یقین که بو که بینیم
زهری به گمان دل چشیدیم
گه در طلبش ز دست رفتیم
گه در هوسش به سر دویدیم
در عالم پر عجایب عشق
آوازهٔ او بسی شنیدیم
درمان چهکنیم درد او را
کین درد به جان و دل خریدیم
عشقش چو به ما نمود ما را
صد پرده به یک زمان دریدیم
نور رخ او چو شعلهای زد
خود را ز فروغ آن بدیدیم
دیدیم که ما نه ز آب و خاکیم
از هر دو برون رهی گزیدیم
چه خاک و چه آب کانچه ماییم
در پردهٔ غیب ناپدیدیم
چون پرده ز روی کار برخاست
از خود نه ازو بدو رسیدیم
پیوستگیی چو یافت عطار
از ننگ وجود او بریدیم



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از درد عشق و تأثیر آن بر روح و جان سخن میگوید. او و یارانش در جستجوی معشوق با تمام وجود تلاش میکنند و در این راه بارها از خود و دنیای مادی دور شدهاند. در عالم عشق، با شگفتیهای فراوانی روبرو میشوند و از زیباییهای وجود معشوق، حالتی جدید از خود را کشف میکنند. در نهایت، او به این نتیجه میرسد که ماهیت واقعی ما فراتر از جسم و دنیای مادی است و در پیوستگی با حقیقت عشق، از قید وجود مادی خود آزاد میشود. عشق او را به جایی میرساند که میبیند در نهایت همگان از نوری واحد تشکیل شدهاند.
هوش مصنوعی: ما تا زمانی که درد عشق او را چشیدیم، از دنیا و دو جهان (دنیا و آخرت) دست برداشتیم و از آنها دور شدیم.
هوش مصنوعی: در دنیای فنا و نابودی، به خاطر عشق او، با هم راز دلسوزی را درمییابیم و تحمل میکنیم.
هوش مصنوعی: ما به بوی یقین چنان وابستهایم که از هوس و خیالات خود، زهر را به جای خوشبوئی در دل چشیدیم.
هوش مصنوعی: گاهی در جستجوی او بیتوجهی کردیم و از دست رفتیم، و گاهی در آرزوی او به شدت تلاش کردیم.
هوش مصنوعی: در جهان پر از شگفتیهای عشق، نام و صدای او را بسیار شنیدهایم.
هوش مصنوعی: نمیدانیم چطور میتوانیم درمان درد عشق او را پیدا کنیم، چون این درد را با جان و دل خریدهایم و به آن عادت کردهایم.
هوش مصنوعی: عشق او وقتی به ما روی آورد، در یک لحظه تمام حجابها و محدودیتها را کنار زدیم و به حقیقت ارتباط با او دست یافتیم.
هوش مصنوعی: زمانی که نور چهرهٔ معشوق مانند شعلهای تابید، ما نیز با درخشش آن نور خود را مشاهده کردیم.
هوش مصنوعی: ما متوجه شدیم که ما از جنس آب و خاک نیستیم و از این عالم مادی فراتر رفتیم و راهی دیگر را انتخاب کردیم.
هوش مصنوعی: ما از جنس خاک و آب نیستیم و در واقع چیزی فراتر از اینها هستیم که در پردهٔ غیب پنهان شدهایم.
هوش مصنوعی: وقتی که پرده از روی واقعیت کنار رفت، ما فهمیدیم که این درک و آگاهی به خودمان تعلق دارد، نه اینکه از او (یعنی خدا یا حقیقت) به ما رسیده باشد.
هوش مصنوعی: عطار به پیوستگی و ارتباط عمیق خود با حقیقت اشاره میکند و میگوید وقتی به این درک رسیدیم، از زشتی و ننگ وجود خود جدا شدیم.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
میخواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
ما فوطه و فوطه پوش دیدیم
تسبیح مراییان شنیدیم
بر مسند زاهدان گذشتیم
در عالم عالمان دویدیم
هم ساکن خانقاه بودیم
[...]
آخر به مراد دل رسیدیم
خود را و ترا به هم بدیدیم
از زلف تو تابها گشادیم
وز لعل تو شربها چشیدیم
بیآنکه فراق همنفس بود
[...]
در راه خدا بسی دویدیم
تا باز به خدمتش رسیدیم
در هر برجی چو شاهبازی
پرواز کنان روان پریدیم
رفتیم به سوی می فروشان
[...]
زان رنگ ببخش رو سفیدیم
کانست علامت شهیدیم
مقصود و مراد کون دیدیم
میدان هوس، به پی دویدیم
هر پایه کزان بلندتر بود
از بخشش حق، بدان رسیدیم
چون بوقلمون، به صد طریقت
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.