پی آن گیر کاین ره پیش بردست
که راه عشق پی بردن نه خردست
عدو جان خویش و خصم تن گشت
در اول گام هرک این ره سپردست
کسی داند فراز و شیب این راه
که سرگردانی این راه بردست
گهی از چشم خود خون میفشاندست
گهی از روی خود خون میستردست
گرش هر روز صد جان میرسیدست
صد و یک جان به جانان میسپردست
دلش را صد حیات زنده بودست
اگر آن نفس یک ساعت بمردست
ز سندانی که بر سر میزنندش
قدم در عشق محکمتر فشردست
کسی چون ذره گردد این هوا را
که دم اندر هوای خود شمردست
بسا آتش که چون اینجا رسیدست
شدست آبی و همچون یخ فسردست
بسا دریا کش پاکیزه گوهر
که اینجا قطرهای آبش ببردست
مشو پیش صف ای نه مرد و نه زن
که خفتان تو اطلس نیست بردست
مده خود را ز پری این تهی باد
که در جام تو نه صاف و نه دردست
درین وادی دل وحشی عطار
ز حیرت جلفتر زان مرد کردست



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شعر به توصیف سختیهای راه عشق و چالشهایی که عاشقان در این مسیر با آن مواجه هستند میپردازد. عطار بیان میکند که عشق فرایندی است غیرقابل فهم و عقلانی، و تنها کسانی میتوانند به عمق آن پی ببرند که در این راه قدم گذاشتهاند. در این مسیر، فرد با دردها و تنشهایی روبهرو میشود که گاه جانش را به خطر میاندازد. همچنین، او به تجربههای روحی و احساسی مسافر عشق اشاره میکند که در مواجهه با سختیها باید صبور و مقاوم باشند. در نهایت، عطار از وضعیت نامطلوب کسانی که در عشق سست و بیثباتند انتقاد میکند و اهمیت جدیت و خلوص در این مسیر را یادآور میشود.
هوش مصنوعی: پس باید بدانی که این راهی که در عشق پیموده میشود به عقل و دانش مربوط نیست، بلکه باید دل و احساس را هدایتگر خود قرار دهی.
هوش مصنوعی: هرکس که وارد این راه عشق میشود، در نخستین قدم، دشمن جان و خصم جسم خود میشود. یعنی برای پیروی از عشق، باید از خودخواهیها و تمایلات جسمانی خود چشمپوشی کند.
هوش مصنوعی: تنها کسی که در این مسیر رنج و زحمت را تجربه کرده و از مشکلات آن آگاه است، میداند که سرگشتگی و گمراهی در این راه چقدر دردناک است.
هوش مصنوعی: گاهی از چشمانش اشک میریزد و گاهی با چهرهاش آن اشکها را پاک میکند.
هوش مصنوعی: هر روز اگر صد جان هم به او میرسید، باز هم یک جان اضافی را برای محبوبش قربانی میکرد.
هوش مصنوعی: دل او صد زندگی vibrant داشته، ولی اگر آن نفس (خود او) حتی برای یک ساعت هم بمرد، باز هم زنده خواهد ماند.
هوش مصنوعی: عشق را همچون نشستن بر روی یک سکو یا سندان میداند که هر چه بیشتر بر آن پا بفشارد، محکمتر و استوارتر میشود. این بیان به احساس قوی و عمیق در عشق اشاره دارد که با هر قدمی که برداشته میشود، ارتباط و پیوند عاطفی بیشتر و قویتری شکل میگیرد.
هوش مصنوعی: کسی مانند ذرهای در این فضا شود که هر دم خود را در آغوش عشق احساس میکند.
هوش مصنوعی: بسیاری از آتشها وقتی به اینجا میرسند، به شکل آب درمیآیند و مانند یخ سرد میشوند. این بیت به تغییر ماهیت و وضعیت نشان میدهد.
هوش مصنوعی: بسیاری از دریاها که دارای گوهرهای پاک و باارزش هستند، در اینجا فقط به اندازه یک قطره آب از آنها باقی مانده است.
هوش مصنوعی: به خودت نبال و فخر نکن، زیرا نه تو مردی و نه زنی، پس ارزشت از آنچه نشان میدهی کمتر است و لباست هم به زیبایی و ظرافت پارچهٔ اطلس نیست.
هوش مصنوعی: خودت را از پری (زیبایی) دور نکن، زیرا در جام تو نه خشکی وجود دارد و نه دردی. به عبارت دیگر، زیبایی و جذابیت در تو وجود دارد و نباید خود را از آنها جدا کنی.
هوش مصنوعی: در این بیابان دل، عطار به شدت حیران و شگفتزده است و حالش از آن مرد (یعنی معشوق یا محبوب) بدتر و آشفتهتر شده است.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
میخواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
دلم چون نامهٔ پر رنج و دردست
که بر عنوان او این روی زردست
فریدالدین کاتب دام عزه
مگر چون ده منی سیکیش بردست
به گرمایی چنین در چار طاقش
به دست چار خوارزمی سپردست
بنتوانی شنید آخر که گویند
[...]
زمین و آسمان دریای دردست
نگردد غرقه هر کو مرد مردست
دلم بربود و درمان نیست در دست
وصال او مرا درمان دردست
ز هجرم اشک دیده گشته گلگون
ز دردم رنگ رو چون کاه زردست
ز من پرسد طبیب دردم آخر
[...]
درختانش که سر در ابربر دست
ز راه برگ دایم آبخور دست
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.