سخن عشق جز اشارت نیست
عشق در بند استعارت نیست
دل شناسد که چیست جوهر عشق
عقل را ذرهای بصارت نیست
در عبارت همی نگنجد عشق
عشق از عالم عبارت نیست
هر که را دل ز عشق گشت خراب
بعد از آن هرگزش عمارت نیست
عشق بستان و خویشتن بفروش
که نکوتر ازین تجارت نیست
گر شود فوت لحظهای بی عشق
هرگز آن لحظه را کفارت نیست
دل خود را ز گور نفس برآر
که دلت را جز این زیارت نیست
تن خود را به خون دیده بشوی
که تنت را جز این طهارت نیست
پر شد از دوست هر دو کون ولیک
سوی او زهرهٔ اشارت نیست
دل شوریدگان چو غارت کرد
بانگ بر زد که جای غارت نیست
تن در این کار در ده ای عطار
زانکه این کار ما حقارت نیست


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به عظمت و راز عشق میپردازد و میگوید که عشق نمیتواند در کلمات و عبارات گنجانده شود. او بر این باور است که دل انسان درک واقعی عشق را دارد، در حالی که عقل در این زمینه ناتوان است. عشق به معنای حقیقی، تنها در دل عرفا و شوریده دلان یافت میشود و تمام سرمایهگذاری بر آن، مهمترین تجارت است. او توصیه میکند که باید از تعلقات دنیوی فاصله گرفت و به عشق حقیقی روی آورد، زیرا لحظاتی که بدون عشق سپری شود، ارزش ندارند و رستاخیز دل تنها در زیارت عشق ممکن است. عطار وضعیت انسان را در پی عشق حقیقی توصیف میکند و به این نکته تاکید میکند که تنها با عشق است که میتوان به طهارت رسید.
هوش مصنوعی: عشق را نمیتوان با سخن و شرح و بسط بیان کرد؛ بلکه عشق فقط با اشاره و حالتی درونی قابل درک است و به بیان نیاز ندارد. عشق، از قید و بند واژهها آزاد است و نمیتوان آن را با استعاره و تشبیه توصیف کرد.
هوش مصنوعی: دل میفهمد که اصل عشق چیست، اما عقل توانایی درک آن را ندارد و نمیتواند به اندازهای که دل میفهمد، حقیقت عشق را بشناسد.
هوش مصنوعی: عشق به قدری عمیق و فراتر از کلمات و عبارات است که نمیتوان آن را در هیچ جملهای گنجاند؛ عشق مفهومی است که از دنیای گفتار و بیان هم فراتر میرود.
هوش مصنوعی: هر کسی که دلش به خاطر عشق و محبت پریشان و خراب شود، دیگر هیچگاه نمیتواند به حالت قبلی خود برگردد و زندگیاش را دوباره بسازد.
هوش مصنوعی: عشق را مثل یک باغ برگزین و در این راستا خودت را فدای آن کن، چون هیچ معاملهای بهتر از این نیست.
هوش مصنوعی: اگر لحظهای بدون عشق بگذرد، هیچ جبران و عذری برای از دست رفتن آن لحظه وجود ندارد.
هوش مصنوعی: دل خود را از گور نفس (خواستهها و شهوتهای دنیوی) بیرون بیاور، زیرا زیارتی که بتوانی از آن بهرهمند شوی، جز این نیست.
هوش مصنوعی: تن خود را با اشک چشمانت شستشو بده، زیرا هیچ پاکی برای جسمت جز این نیست.
هوش مصنوعی: هر دو عالم (کون یعنی دنیا) از دوست پر شده، اما زهرهٔ (موهبت، اجازه) اشاره به سوی او وجود ندارد.
هوش مصنوعی: دل افرادی که عاشق شدهاند، چون به شدت دلبستهاند، به هم ریخته و مضطرب است. وقتی صدا بلند میشود، میگوید که در این وضعیت، جایی برای غارت و دزدی احساسات وجود ندارد.
هوش مصنوعی: عطار، به دیگران میگوید که در این موضوع (شوق و عشق) بدنی را که گرفتار است، رها کنند؛ زیرا این شوق و عشق در شأن و ارزش ما نیست و بایستهتر از آن است که به آن پرداخته شود.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
میخواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
راه دین صنعت و عبارت نیست
جز خرابی در او عمارت نیست
زدن حلقه جز اشارت نیست
ذوق دل قابل عبارت نیست
حلقه بر در مزن، که بارت نیست
خانه کمتر طلب، که جارت نیست
گفتمت ناروا مدار چنان
هوس دار و این دیارت نیست
هرچه با یاد خویشتن باشی
[...]
بیش ازین سود در تجارت نیست
کاحتمالیت از خسارت نیست
عشق بستان و خویشتن بفروش
که نکوتر ازین تجارت نیست
پر شد از دوست هر دو کون ولیک
سوی او زهرهٔ اشارت نیست
معرفی ترانههای دیگر
تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.