گنجور

 
حکیم سبزواری
 

جاء الصبا بعطر ریاحین و الزهر

از زلف یار میرسد این باد مشک اثر

پیک خجستهٔ مقدم فرخنده مرحبا

اهلا حمام کعبة لیلای ما الخبر

در آرزوی سر و قد خوش خرام او

القلب طول عمری فی دربها انتظر

آدم باین جمال نیامد باین جهان

حوراء جنة هی ماهذه بشر

ساقی بیاد روی صبیحی صبوحی آر

قد شوشت نسیم صبا طرة السحر

تا کی نهان بمشرق خم آفتاب می

گاه الصباح یسفر و الدیک قد نعر

آن می که آب خضر هوادار درد اوست

آن می که نور موسی از آن یافت یک شرر

مشکوة دل فروغ ز مصباح باده یافت

ان او مضت ز جاجتها یخطف البصر

می سدفکر فاسد یاجوج مفسد است

اشرار ارض قلبک اسرار لاتذر