خورد چشم سیهت خون مسلمانی چند
کرد ویران نگهت خانهٔ ایمانی چند
مژه گان نیست چه آورده ز بهر قتلم
کافر چشم سیه مست تو پیکانی چند
آن نه دندان بودت درج بدرج گوهر
سفته حکاک ازل دُر درخشانی چند
گیسوی تست مسلسل شده یا بهر دلی است
پی تحریک جنون سلسله جنبانی چند
دُر گوش تو و از دُر عدن معدنها
لعل نوش تو و ار لعل و گهر کانی چند
کسوت ماتم حسنت چو بنفشه خط شد
شد چو پیراهن گل چاک گریبانی چند
بیمحابا مرو از زلف دلاراش نسیم
ترسم آزرده کنی زخم پریشانی چند
نیست دستوری آنم که ز دل داد زنم
ورنه بر هم زنم افلاک ز افغانی چند
بت پیمان شکن عهد گسل یادت باد
که بدل بست سر زلف تو پیمانی چند
تا که دادی تو سر زلف دلاویز بباد
رفت بر باد از این غصه دل و جانی چند
بر خیال رخ آنماه درخشان همه شب
دارد اسرار ز اشک اختر رخشانی چند
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به وصف حال عاشقان و گدایان میپردازد که در میخانه عشق به سر میبرند و در جستجوی باده عشق هستند. او به اهمیت بندگی و تسلیم در برابر معشوق اشاره میکند و از جمع عاشقان میگوید که همگی مشتاق و منتظر محبوب هستند. همچنین بر برخی تناقضها در دنیای عشق و تفاوتهای آن با جنگ و جدلهای دنیوی تاکید میکند. شاعر به این نکته نیز اشاره دارد که کسی که به حقیقت عشق دست یابد، نیازی به پیمودن راههای طولانی ندارد و زاهدان را که بادهنوشان را رد میکنند، نکوهش میکند. در نهایت، او به مغرورانی که در دنیا به ظاهر مقام و جاه رسیدهاند، هشدار میدهد که باید به همت واقعی مردان راه زندگی حقیقی را بیابند.
هوش مصنوعی: چشم تیرهات چقدر از خون مسلمانان شکسته و ویران کرده است، و چندین خانهٔ ایمان را نابود ساخته است؟
هوش مصنوعی: مژهها به چه کاری آمدهاند که برای کشتن من، کسی با چشمان سیاه و مست تو، چند تیر به دست دارد؟
هوش مصنوعی: این شعر به زیبایی و ارزشمندی دندانی اشاره دارد که همچون گوهر و مروارید درخشان است. این دندان نه تنها درخشان است، بلکه نشاندهندهی هنر و هنرمندی است که در طول زمان به وجود آمده و با حکاکیهای زیبایی تزیین شده است. در واقع، این تصویر به اهمیت و زیبایی جزئیات در زندگی و هنر میپردازد.
هوش مصنوعی: موهای تو همچون زنجیری است که به خاطر دلیلی خاص، به تحریک جنون و حرکت در آمده است.
هوش مصنوعی: گوش تو مانند مروارید ارزشمند است و زیبایی لبهایت به اندازه سنگهای قیمتی است.
هوش مصنوعی: پرده ماتم زیباییات به مانند گل بنفشه در هم رفته و پیراهن گل، چاکهایی دارد که حکایت از غم و اندوه میکند.
هوش مصنوعی: با احتیاط از موهای زیبای معشوق بگذر، چون میترسم با نسیم وزیدن آن، دل زخمخورده من را بیشتر آزار دهی.
هوش مصنوعی: من دستوری ندارم که از دل خودم بگذرمو، اما اگر بخواهم، میتوانم همه چیز را به هم بریزم و آسمانها را تحت تأثیر قرار دهم.
هوش مصنوعی: ای محبوب فریبکار، یادت باشد که من به یاد وصال و زیباییهای زلف تو، پیمانهای زیادی بستهام.
هوش مصنوعی: وقتی تو زیباییهای موهای خود را به باد سپردی، دل و جانم از این غم به شدیدترین حالت ممکن از بین رفت.
هوش مصنوعی: در شب، فکر و تصور چهرهی زیبای آن ماه درخشان، پر از راز و رمزهای اشک چندین ستارهی درخشان است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
منم امروز حدیث تو و مهمانی چند
پاره از دیده و دلها همه بریانی چند
هر زمان کاتش سودای تو افزود عشق
جای خاشاک بر آتش فگند جانی چند
دی سوی سوختگان دید و گفتی که که اند
[...]
می برند از تو جفا بی سرو سامانی چند
چند ریزی به خطا خون مسلمانی چند
کشور حس بتان کرد پریشان سر زلف
که نخوردند غم حال پریشانی چند
رفته پیکان تو در سینه و خون آمده گیر
[...]
ای لبت کام دل بیسروسامانی چند
کاکلت حلقهٔ سودای پریشانی چند
کوکب سعدی و منظور سبک روحانی
قدر وصل تو چه دانند گران جانی چند
لذّت شربت دیدار نکو می داند
[...]
پرده برداشته ام از غم پنهانی چند
به زیان می رود امروز گریبانی چند
زان ضعیفان که وفا داشت درین شهر اسیر
قفسی چند بجا مانده و زندانی چند
سر و سامان سخن کردن این جمعم نیست
[...]
چند بی بهره شود دیدهٔ گریانی؛ چند؟
زلف جمع آر که جمعند پریشانی چند
گلرخان محنت نایافت بیابند مگر
یک نفس چاک ببینند گریبانی چند
آن که آماده کند پردهٔ نا کرده گناه
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.