گنجور

شمارهٔ ۱۲۱

 
حکیم سبزواری
حکیم سبزواری » دیوان اشعار » غزلیات
 

به تیغم گرنمائی سینه صد چاک

فوادی یبتغیک القلب یهواک

تو هرگز گر نمیآری ز من یاد

فانی طول عمری است انساک

ز سر تا پا همه حسن و ملاحت

تعالی من بهذا الحسن سواک

ترا سرو چمن گفتن زهی ظلم

ومابدر الدیاجی منک حاشاک

شکفت از طلعتت ما را بهاری

و صبح طالع لی من محیاک

سرت را از وفاداری که پیچید

بقتلی من بغیر الذنب اوصاک

بکویت راه پیمودن که یابد

بباب القصر اذ کثرت قتلاک

نیائی ساعتی ما را ببالین

وانت الساعة ایان مرساک

عزیزا مصر جان جای تو باشد

فما الباسآء ما اکرمت مثواک

همی گوید مدام اسرار نومید

متی تدنوا وانی این القاک



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

فال حافظ