ساقی بیا که عمر گرانمایه شد تلف
دایم نخواهد این در جان ماند در صدف
طفلی است جان و مهد تن او را قرارگاه
چون گشت راهرو فکند مهد یک طرف
در تنگنای بیضه بود جوجه از قصور
پر زد سوی قصور چو شد طایر شرف
ز آغاز کار جانب جانان همی روم
مرگ ار پسند نفس نه جانراست صد شعف
تابی ز آفتاب بخاک آمد از شباک
خود بودی آفتاب چو شد پرده منکشف
انگشت بین که جمره شد و گشت شعله ور
پس در صفات نور شد آن نار مکتشف
کرد آفتاب باده تجلی در انجمن
قد کان من سنائها الارواح یختطف
موسی جان ز جلوه شدش کوه تن خراب
ولی بوجهه هو ذاالشطر و انصرف
اسرار جان کند ز چه رو ترک ملک و تن
بیند جمال مهر جلال شه نجف
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به زیبایی و وسعت عشق اشاره میکند و آن را از عقل و دانش فراتر میداند. عشق به عنوان نیرویی است که عقل را تحت تاثیر قرار میدهد و انسان را به سوی حقایق عمیقتر سوق میدهد. شاعر به بیان تضاد جنگ و عشق میپردازد و میگوید که عشق، حتی در میانه سختیها و نبردها، قدرتی است که انسان را تسلیم خود میکند. او از این موضوع یاد میکند که عشق در همه جا وجود دارد و در عین حال میتواند لطافت و ظرافتی بیهمتا را به زندگی ببخشد. همچنین به وضوح میگوید که جستجوی علم و معارف همواره باید با عشق در پیوند باشد. عشق میتواند در هر شکلی جلوهگر شود و هر کسی را به شناخت عمیقتری از خود و کائنات سوق دهد. در نهایت، شاعر به ما توصیه میکند که از عشق بیاموزیم و از نغمههای دلانگیز آن بهرهبرداری کنیم.
هوش مصنوعی: ای ساقی، بیا و شراب بیاور؛ چرا که عمر با ارزش ما به سرعت در حال سپری شدن است و این لحظات گرانبها هرگز دوباره بر نخواهد گشت. زندگی همچون مرواریدی در صدف است که در گذر زمان از دست میرود.
هوش مصنوعی: کودکی است که روحش در بدنش استراحت دارد؛ وقتی که بزرگتر میشود و به راه میافتد، مهد خود را یک طرف میاندازد.
هوش مصنوعی: جوجه در شرایط سخت و محدودیتها به پرواز در آمد و به سمت جاهای بلند و با ارزش پر کشید. زمانی که او به پرواز درآمد، به مقام و شرفی نائل شد.
هوش مصنوعی: از آغاز کار به سوی محبوب میروم، حتی اگر مرگ را برگزینم. زیرا برای جان من، خوشی و سرور واقعی در این مسیر نهفته است.
هوش مصنوعی: از تابش آفتاب، سایهای بر زمین افتاد. در حقیقت، این سایه متعلق به خود آفتاب بود که وقتی پرده کنار رفت، آشکار شد.
هوش مصنوعی: انگشت اشاره که به آتش تبدیل شد و شعلهور گردید، سپس از صفات نورانی خود، آن آتش را نمایان ساخت.
هوش مصنوعی: خورشید، در انجمن، نوشیدنی را به نمایش گذاشت؛ همچون قدیم که ارواح از نور او ربوده میشدند.
هوش مصنوعی: موسی جان با نمایی از خود کوه را ویران کرد، اما جلوهاش همچنان درخشان است و به سوی دیگری میرود.
هوش مصنوعی: چرا جان از رازها جدا میشود و زمین و تن را رها میکند تا زیبایی خورشید را ببیند، زیبایی پادشاه نجف؟
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
روزی همی گذشتم جُزوی غزل به کف
دیدم یکی غزالِ خرامان میان صف
با همرهان خویش به نخّاس خانه رفت
نخاس باز کرد یکایک در غُرَف
شاعر میان شارع و طرفه به غرفه بر
[...]
ای اوج چرخ قصر معالیت را شرف
اسلام و دین گرفته به تو نصرت و شرف
بر خاتم شرف نسب پاک تو نگین
واندر جهان ز خاتم پیغمبران خلف
نام تو نعت صورت و فعل تو آمدست
[...]
کرد از جهان رحیل جهانی همه شرف
ای مملکت علی الله و ای فلک لاسلف
چون اسب رقعه دو سپهر پیاده رو
فرزین ملک را بر بود از میان صف
اختر فشان ز دیده سحابی بمن رسید
[...]
افکند بحر عشق صدف چون به هر طرف
گوهرشناس بهر گهر نشکند صدف
ای ناوک بلای ترا سینه ها هدف
در یتیم عشق ترا جان ما صدف
در راه اشتیاق تو ای کعبه مراد
هر دم هزار قافله دل شده تلف
عالم پر از تجلی حسن و تو وانگهی
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.